انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١١١
اسلام بهعنوان ايدئولوژى انقلاب در باور تودههاى وسيع و علىالخصوص انقلابيون جوان توفيقى نداشت. تا اينكه در سال ١٣٤١ رهبر انقلاب با شناخت دقيق از اين مشكلات، قدمبهقدم در جهت از ميان بردن موانع گام برداشت و موف-- ق شد با توهم- ات موجود در اذهان مردم مبارزه نمايد و ديدگاه اسلام را به شيوه جديد آن، بهعنوان مطلوبترين ايدئولوژى انقلاب در جامعه مطرح نمايد.
امامخمينى (قدس سره) ابتدا بهعنوان مرجع تقليد شيعيان، تقيّه را حرام و اظهار حقايق را واجب دانستند (و لو بلغ ما بلغ)[١] و اين مشكل را كه خود مانع بزرگى بر سر راه انقلاب و دستاويزى براى عافيتطلبان بود، برطرف كردند.
امام همچنين بهعنوان مرجع بزرگ تقليد و محور اصلى حوزه عمليه قم، با بهدست گرفتن پرچم مبارزه و حمله به سيستم سياسى حاكم، موضوع انفكاك دين از سياست را عملًا بهعنوان امرى باطل و نادرست به اثبات رساند و بهدنبال آن در فرصتى كه در دوران تبعيد در نجف اشرف حاصل گرديد، با طرح حكومت اسلامى و اصل ولايتفقيه، تحولى اساسى در نگرش به اسلام بهعنوان يك ايدئولوژى انقلاب پويا و قابل پيادهشدن در عصر حاضر، بهوجود آورد. در ارائه ايدئولوژى انقلاب ابتدا مىبايد حاكميت موجود را نفى و طرد نمود و ارزشهاى مسلط بر نظام را زير سؤال برد و اين كارى بود كه رهبر انقلاب بهعنوان ايدئولوگ انقلاب در ابتدا به آن پرداخت. ايشان در شرايطى كه سالهاى متمادى تبليغ شده بود، كه سلطان سايه خداست و اطاعت از سلطان، در حكم اطاعت از خدا مىباشد و يا اينكه سلطنت وديعه و موهبتى الهى است، با نفى همه اين ارزشها مىفرمود:
اين مواد قانون اساسى و متمم آن كه مربوط به سلطنت و ولايتعهدى و امثال آن است كجا از اسلام است؟ اينها همه ضداسلامى است، ناقض طرز حكومت و احكام اسلام است. سلطنت و ولايتعهدى همان است كه اسلام بر آن خط بطلان كشيده و بساط آن را در صدر اسلام در ايران و رم شرقى و مصر و يمن بر انداخته است. رسولاكرم (ص) در مكاتيب مباركش كه به امپراتورى رم شرقى (هراكليوس) و شاهنشاه ايران نوشته، آنها را دعوت كرده كه از طرز حكومت شاهنشاهى و امپراتورى
[١]. سيد روحالله موسوى خمينى( امام)، صحيفه نور، ج ١، ص ٤٠.