انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٤٢
به در دست گرفتن زمام امور نباشند، نزاع ميان گروهها موجب ورود گروههاى بيشترى به ميدان قدرت مىشود و در نهايت هر گروهى كه قادر باشد مقبوليت لازم را بهدست آورد، حاكميّت خواهد يافت.
در تئورى، هر طبقه اجتماعى كه به سيستم سياسى جذب نشده باشد، انقلابى بالقوه محسوب مىشود. بدين معنا كه طبيعتاً هر گروه اجتماعى بايد از مراحل كوتاه يا بلندى عبور كند تا به مرحله آمادگى انقلابى برسد. در چنين حالتى، سرعت انقلاب بستگى به تركيب و تعداد گروههايى دارد كه از بطن جامعه بر آمدهاند و در انقلاب شركت دارند. از آنجا كه واژگونى هر رژيم كهنهاى همواره با تظاهرات و شورش همراه است، قدرت اجتماعى جديد بايد بتواند اين تظاهرات را هدايت و جهتدهى نمايد. در هنگام روب- هرو شدن با مراحل معينى از پروسه انقلاب، هر گروه به پرورش آمال و آرزوهاى موردنظر خود مىپردازد و از سيستم سياسى تحقق تقاضاهاى مادى و معنوى خود را طلب مىكند. در اين پ- روسه، سه گروه اجتماعى ظاهر مىشوند كه عبارتند از انقلابيون راديكال، ميانهروها و محافظهكاران.
انقلابيون راديكال
اينان كه اكثراً از قشر جوان و عموماً محروم جامعه مىباشند، هسته اصلى حركتهاى انقلابى را تشكيل مىدهند. هدف اصلى آنها گسترش انقلاب و شركت هرچه بيشتر مردم در آن است كه براى آن دلايل تاكتيكى و ايدئولوژيك نيز ارائه مىدهند. آنها بدين طريق قدرت خود را افزايش داده، با اعمال روشهايى، براى ايجاد مشاركت هرچه بيشتر گروههاى مردم در قدرت و حاكميت اجتماعى، زمينه را براى نظم سياسى جديدى فراهم مىكنند.
نيروهاى راديكال با كشاندن همه گروههاى اجتماعى به صحنه سياست، بر سرعت حركت انقلابى مىافزايند. از آنجا كه در كشورهاى جهان سوم، روستاييان قشر عظيمى از نيروهاى اجتماعى را تشكيل مىدهند، راديكالها سعى مىكنند علاوه بر مردم شهر، روستاييان را هم به حركت درآورند. ايجاد اين حركت ممكن است با وسايل و انگيزههاى مختلفى صورت گيرد. در برخى موارد انگيزههاى اقتصادى و اجتماعى مىتواند در مورد طبقات فقير و روستاييان مؤثر باشد و در موارد ديگر انگيزههاى مشترك مذهبى و ناسيوناليستى نقش مهمترى بهدست مىآورند.