انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٧١
پس از قتل منصور، شاه يكى از وزيران كابينه او (هويدا) كه تا آن زمان شهرت چندانى نداشت را به نخستوزيرى منصوب كرد. انتخاب هويدا به نخستوزيرى عكسالعملى شتابزده در مقابل كشته شدن حسنعلى منصور، نخستوزير، بود و همه، حكومت او را موقتى مىدانستند، ولى هويدا در خدمتگزارى و فرمانبردارى از شاه از همه پيشينيان خود جلو افتاد و با همين خصوصيت بيش از دوازده سال در مقام نخستوزيرى باقى ماند كه طولانىترين دوران صدارت در تاريخ معاصر ايران بهشمار مىآيد. اين دوره را در عين حال مىتوان اوج قدرت مطلقه شاه دانست؛ چراكه دولت مطيع و پارلمان فاقداختيار و مطبوعات تحت فشار سانسور بودند. ساواك، پليس مخفى شاه، هرگونه حركت مخالفى را در نطفه خفه مىكرد و هيچكس نه فقط جرأت مخالفت، بلكه ياراى كمترين انتقادى را هم از رژيم نداشت.
در اين دوران چند واقعه يا تحول كه مىتوان آنها را محصول تصادف يا شرايط مساعد بينالمللى دانست، بر قدرت، ثروت و غرور شاه افزود و كمكم اين فكر در او قوت گرفت كه گويا موجودى خارقالعاده است و مأمور انجام رسالتى بر روى زمين. در اين مدت شاه يكبار ديگر از توطئه سوءقصدى كه براى قتل او ترتيب داده شده بود جان سالم بهدر برد و چون نجات خود را از اين سوءقصدها نوعى معجزه و عنايت خاص الهى تعبير مىكرد، بيش از پيش به تقدير و سرنوشت و رسالتى كه به خيال خود در روى زمين داشت معتقد شد. شاه با رنگ و بوى مذهبىدادن به اين اعتقادات سعى در عوامفريبى هر چه بيشتر داشت و بدين وسيله مىخواست كمكم نقش رهبرى مذهبى مردم را نيز به خود اختصاص دهد، در حالىكه او هرگز يك مسلمان واقعى نبود و به وظايفى كه هر مسلمان بايد به آن عمل كند، عمل نمىكرد.[١] اعتقاد شاه به خدا و آنچه بهعنوان معتقدات مذهبى او تجلى مىكرد بيشتر ريشه در اديان باستانى ايران و دوران پيش از اسلام داشت و اشتياق او به احياى سنن و رسوم ايران باستان تا آنجا پيش رفت كه مبدأ تاريخ رسمى ايران را از هجرت پيامبراكرم (ص) به تاريخ تقريبى و موهوم تاجگذارى كورش هخامنشى تغيير داد.
مراسم پرخرج و باشكوه دو هزار و پانصدمين سالگرد تأسيس نظام شاهنشاهى در ايران
[١]. بنگريد به: حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج ١.