انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢٣٩
رقابت برخاسته، قدرت را به دست گرفتند.[١]
ملاحظه مىگردد كه انقلاب اسلامى در مقايسه با انقلابهاى فرانسه و روسيه به مراتب از عظمت بيشترى برخوردار است.
پيروزى انقلاب اسلامى بيشتر در كانونها سياسى- آكادميك موجب حيرت شد كه بر اساس مطالعات خود در مورد انقلابهاى گذشته، هرگز نمىتوانستند تصور كنند كه چنين حادثهاى در ايران اتفاق افتد.
تدا اسكاچپل در اين زمينه مىگويد:
سقوط رژيم شاه و آغاز نهضت انقلابى ايران، از ١٩٧٧ تا ١٩٧٩، يك شگفتى ناگهانى براى ناظرين خارجى بود. از دوستان شاه گرفته تا روزنامهنگاران و دانشمندان علوم سياسى و اجتماعى از جمله آنهايى كه همچون من به اصطلاح كارشناس انقلابها هستند. همه ما حوادث انقلاب را با حيرت و ناباورى نظاره مىكرديم. بالاتر از همه، انقلاب ايران پديدهاى كاملًا خلاف قاعده و طبيعت بود. اين انقلاب محقّقاً يك انقلاب
[١]. تدا اسكاچپل نويسنده آمريكايى، بعد از مطالعات تطبيقى خود بر روى انقلابهاى فرانسه، روسيه و چين اينگونه نتيجه مىگيرد:
فرانسه، روسيه و چين قبل از انقلاب امپراطورىهايى تأسيس كرده بودند كه ظرفيت لازم براى حفظ برترى خود و طبقه حاكم را در برابر شورشهاى احتمالى طبقات پايين داشت. بنابراين قبل از آنكه انقلاب اجتماعى بتواند صورت گيرد، قدرت نظامى و اجرايى اين دولتها مىبايست از هم پاشيده مىشد. وقوع انقلاب در فرانسه( ١٧٨٩)، روسيه( ١٩١٧)، و چين( ١٩٤٨) به اين خاطر نبود كه اقدامات عالمانه و از روى قصدى در جهت چنين هدفى از طرف انقلابيون يا گروههاى قدرتمند سياسى در دوران رژيم سابق صورت گرفته باشد، بلكه بحرانهاى سياسى انقلابى در اثر از هم پاشيدگى نظامى و ادارى بروز مىكند و آن بحرانها زمانى ظاهرمىشوند كه دولتهاى امپراطورى تحت فشارهاى متعددى از قبيل رقابتهاى فشرده نظامى، يا اعمال نفوذ از خارج و يا نارسايىهاى نهادهاى سياسى گرفتار مىشوند و از آنجا كه ساختارهاى موجود تحمّل فشارهاى نظامى و بينالمللى را در كنار بحرانهاى انقلابى غيرممكن مىسازد، اين رژيمها در برابر بحران شكننده مىشوند.
او ادامه مىدهد:
روند انقلابهاى اجتماعى در كشورهاى وابسته، تحت شرايطى شكل مىگيرد كه نه تنها به خاطر تقاضا براى دفاع نظامى و ادعا در قبال تهاجمات بالقوه و بالفعل خارجى مىباشد، بلكه همچنين تحتتأثير كمكهاى مستقيم نظامى و اقتصادى از خارج خواهد بود. اغلب چنين كمكى به قهرمانان انقلابى پيروز در حال ظهور توسط قدرتهاى عمده خارجى كه علاقهمند به نفوذ در شكلگيرى و سياستهاى رژيمهاى جديد هستند، صورت مىگيرد.