انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢٢٩
ژاپن به مراتب مهمتر بود و تأثير بيشترى در داخل كشور بر جاى گذاشت. به طورى كه قواى نظامى اين كشور را كاملا به تحليل برد و سربازان شكستخورده و بازگشته از جبهه را به صورت مدعيانى براى قدرت سياسى حاكم درآورد. به همين علت بود كه انقلاب روسيه در اوج سرگرمى روسها به جنگ جهانى اول روى داد.
بنابراين نظام سياسى حاكم بر روسيه قبل از انقلاب، نه تنها فاقد نيروى نظامى و قواى مسلح نيرومند و وفادار بود، بلكه بالعكس ارتش شكستخورده، بىروحيه و عاصى شده از نظام با پيوستن به كارگران اعتصابى نقشى مهم در پيروزى انقلاب بازى كرد.
اما ارتش شاهنشاهى ايران برخلاف فرانسه و روسيه در طول حداقل ٥٧ سالِ قبل از پيروزى انقلاب، در هيچ جنگ خارجى مهمى شركت نكرده بود. محمدرضا شاه بيش از هر پادشاهى در ايران به نيروهاى مسلح توجه داشت. او به عنوان فرمانده نيروهاى مسلح، احساس مىكرد كه يك ارتش قوى و نيرومند و در عين حال وفادار به پادشاه، نه تنها مىتواند حافظ نظام سياسى او در برابر مخالفين باشد، بلكه با توجه به جاهطلبىهايش مىتواند ابزار و اهرم لازم را براى دخالت در امور منطقه و پيشبرد اهداف بينالمللى او فراهمنمايد.
مىتوان با قاطعيت ادعا كرد فرانسه و روسيه در زمان انقلاب، با توجه به شكستهاى پى در پى در جنگهاى متعدد، از نظر نظامى در ضعيفترين و نامطمئنترين وضعيت بودهاند، ارتشهاى آنها نه تنها حمايت لازم را از نظام سياسى حاكم نمىكردند، بلكه نسبت به انقلابيون گرايش نشان داده و بعضاً به آنها مىپيوستند. در حالىكه ارتش ايران از نظر نيرو و تجهيزات در بهترين شرايط بود و جز در موارد استثنايى و آن هم به صورت پراكنده، تا آخرين لحظات عمر رژيم شاه نسبت به نظام وفادار باقى ماند و غالباً در سركوب انقلابيون نيز كوتاهى نكرد.
كشورهاى مورد بررسى ما هر سه از جمله كشورهايى هستند كه نه تنها داراى موقعيت استراتژيك مهم و حساسى مىباشند، بلكه قدرتهاى بالفعل يا بالقوه بزرگى محسوب مىشوند و در طول تاريخ نقش فعالى در روابط بينالمللى و منطقهاى ايفا كرده و مىكنند. بديهى است كه در قبال تحولات انقلابى اين كشورها، چه قبل از پيروزى و چه بعد از