انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٥٨
سياسى بودند كه غيرقابل تحمل براى مملكت است، دست به تلاش و توافقهاى اصولى مىزدند.[١]
دوران حكومت شوراى انقلاب كه بيش از نه ماه طول نكشيد، بهطور رسمى صرف دو مسئله مهم و اساسى شد كه عبارت بودند از:
١. چگونگى حل بحران گروگانگيرى؛
٢. اجراى رفراندوم تصويب قانون اساسى جمهورى اسلامى و برگزارى انتخابات رياستجمهورى و انتخابات مجلسشوراى اسلامى.
در اين دوران، رقابت فشردهاى ميان نيروهاى خط امام و ليبرالها براى كسب مسئوليتهاى حساس و مهم كشورى از جمله رياستجمهورى و نمايندگى مجلس شوراى اسلامى آغاز گرديد.
با توجه به كنار رفتن جلالالدين فارسى كانديداى حزب جمهورى اسلامى براى رياستجمهورى و عدم تأييد كانديداتورى شهيد دكتر آيت از طرف حزب مزبور و متعاقباً كناره گيرى وى، ميدان مبارزات انتخاباتى به انحصار كانديداهاى ليبرال درآمد. بنىصدر با توجه به برنامهريزى دقيق و از پيش تنظيم شده و تاكتيكهاى وسيعى كه بهكارگرفت و با اين تصورِ مردم كه وى مورد حمايت رهبر انقلاب مىباشد، توانست اكثريت قاطع آرا را به خود اختصاص دهد و بهعنوان اولين رئيسجمهور انقلاب اسلامى ايران انتخاب شود. در نتيجه، ليبراليسم كماكان در موضع رياستجمهورى در حاكميت و نظام سياسى باقىماند.
اما نيروهاى خط امام- با توجه به پايگاه وسيعى كه روحانيت در ميان مردم داشت- و بنابه توصيه رهبر انقلاب، همه انرژى خود را صرف كسب آراى كرسىهاى نمايندگى مجلس نمودند و در اين راه علىرغم مبارزه متقابلى كه ليبرالها و چپگرايان انجام مىدادند، توانستند اكثريت قاطع اين كرسىها را بهدست آورند. در نتيجه مواضع اصلى قدرت ميان دو گروه تقسيم گرديد و رقابت و درگيرى فشردهاى براى انتخاب دولت ميان رئيسجمهورى و
[١]. مهدى بازرگان، انقلاب ايران در دو حركت، ص ٩٨.