انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٦٣
كه دولت شهيد رجايى قادر به اداره مملكت نيست و چنانچه تحتفشار قرار گيرد به زودى سقوط خواهد كرد. مخصوصاً آنكه دولت ريگان هم علناً اعلام كرده بود كه براى حل اختلافات ايران و آمريكا روى كار آمدن دولتى ميانهرو ضرورى است.
جنگ ايران و عراق كه با تجاوز از پيش برنامهريزى شده دولت عراق به رهبرى صدام حسين در ٣١ شهريور ١٣٥٩ آغاز شد، صحنه رقابت و برخورد نيروهاى مخالف را در داخل كشور تغيير داد.
از يك طرف بنىصدر به عنوان فرمانده كلّ قوا در رأس نيروهاى مسلح قرار داشت و با تكيه بر نيروهاى رزمى آموزش ديده ارتش و از طريق شيوههاى كلاسيك جنگ تلاش مىكرد كه مجدداً با احياى ارتش و قدرت آن، زمينه را براى بهرهبردارى داخلى در جهت تقويت موضع خود فراهم نمايد.
از طرف ديگر نيروهاى خط امام با اعتقاد به بسيج نيروهاى مردمى مىخواستند جنگ را از حالت جنگ كلاسيك و ملى- ميهنى درآورده و به يك جنگ مردمى- عقيدتى تبديل نمايند. از آغاز جنگ تا زمان عزل بنىصدر اين اختلاف، اصلىترين عامل تضعيف موقعيت نيروهاى مسلح گرديد و شكستهاى پى در پى ايشان و از دست دادن اراضى وسيعى از خاك كشور اسلامى بود.
در اينجا امكان اينكه در مورد علل بروز جنگ و روند تحولات آن به تفصيل مطالبى را به رشته تحرير در آوريم، نيست چراكه شرح اين مسئله، خود كتابى و فصلى جداگانه مىطلبد.[١] تنها مىتوان اشاره كرد كه دولت شهيد رجايى كه تازه مسئوليت قوه مجريه را پذيرفته بود به ناگهان با مشكل عظيم خسارات وارده در اثر تجاوزات دشمن، آوارهشدن بيش از دو ميليون از شهروندان و لزوم تأمين امكانات مالى، تسليحاتى و تداركاتى نيروهاى مسلح مواجه گرديد، در حالىكه در اداره امور جنگ دخالت چندانى نداشت.
از مسايل ديگرى كه حل آن بر عهده دولت شهيد رجايى گذارده شده بود، مسئله گروگانهاى آمريكايى بود. بعد از آنكه تلاشهاى سياسى ليبرالها به نتيجهاى نرسيد و با مرگ شاه، مسئله بازگرداندن وى به ايران براى محاكمه منتفى شد، رهبر انقلاب تعيين
[١]. بنگريد به: منوچهر محمدى، سياست خارجى جمهورى اسلامى: اصول و مسائل، ص ١٣٧- ١٣٥.