انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٠٦
در اين دوره بود كه هر گونه غفلت و بىدقتى مىتوانست موجبات سوءاستفاده از آزادىهاى دادهشده و يا رخوت و فتور در شور و هيجان مردم كه محرك و موتور اصلى انقلاب بود و يا دزديدهشدن دستاوردهاى انقلاب و انحراف آن از مسير اصلى و ترسيم شدهاش را، فراهم نمايد.
امام خمينى (قدس سره) علىرغم شيوه ساده و روشنى كه در نحوه مبارزه با رژيم شاه بهكار مىبرد، از هر نوع سياستبازى به سبك امروز خوددارى ورزيد و اين توهم براى بسيارى از تحليلگران ايجاد شده بود كه شايد امام توانايى مبارزه با رژيم و سرنگونى او را داشته باشد، ولى از ساختن و اداره جامعه و حكومت بعد از آن عاجز است و اغلب مسئوليتها را به كارشناسان و تكنوكراتها خواهد سپرد. لكن اينبار نيز امام با نبوغ و توانايى خاص خود اميد بسيارى از تكنوكراتها را به يأس تبديل كرد و مهارت و توانايى خود را در ادامه رهبرى حركت و مبارزه مردم براى تعقيب و شكست بقاياى رژيم سابق و ضدانقلابيون جديد از يك طرف و اداره رهبرى سياسى از طرف ديگر نشان داد. او با حوصلهاى وصفناپذير و با استفاده از موقعيتها و آمادگىهاى مردم و با سرعتى كه در همه انقلابهاى دنيا بىسابقه است در طول يك سال، پايه نظام اسلامى را با انجام انتخابات متعدد از جمله رفراندوم جمهورى اسلامى، انتخابات مجلس خبرگان، انتخابات رياستجمهورى و مجلس شوراى اسلامى و رفراندوم قانوناساسى تحكيم بخشيد و بدين وسيله قابليت و توان بىنظير خود را در سازندگى و اداره جامعه بعد از انقلاب نشان داد.
امام خمينى (قدس سره) از زمان پيروزى انقلاب تا زمان رحلت؛ يعنى در مدت بيش از ١٠ سال، با رهبرىهاى خود نهتنها نظام نوپاى اسلامى ايران را از انواع توطئهها، انحرافات و مخاطرات سهمگين و هولناكى كه هر كدام به تنهايى براى واژگونى نظامهاى سياسى كافى بود، محافظت كرد، بلكه با حلِ بسيارى از معضلات پيچيده ايدئولوژيك و فقهى كه هريك مىتوانستند نظام را به بنبست بكشانند، موجبات تثبيت نظام و تداوم انقلاب را پس از خود فراهم ساخت.
پاسخ به اين سؤال كه آيا آنطور كه ماركس معتقد است «انسانها و قهرمانان، ساخته