انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٣٨
١٥. ضمن اعتقاد به اصل بىطرفى، خواهان حمايت و رابطه نزديك با بلوك غرب هستند.
١٦. درك آنها از سياست و شعار نه شرقى- نه غربى همان سياست موازنه منفى دكترمصدق مىباشد و معتقدند كه اين شعار، مفهوم كاملًا ملى و دفاعى داشته و با تحريف آن، جنبه تعرض سياسى و غربزدايى پيدا كرده است.[١]
١٧. اكثر آنها خود را پيرو دكتر مصدق مىدانند و او را به عنوان پيشواى ملى خود قبول دارند و به اصطلاح مصدقى- ملى مىباشند.
بعد از پيروزى انقلاب اسلامى و از بين رفتن نظام شاهنشاهى، فعالان سياسى جامعه ايرانى به گروههاى زير تقسيم شدند.
الف) انقلابيون مذهبى و معتقد به ايدئولوژى اسلامى يا مكتبىها به رهبرى روحانيت و دررأس آنها رهبر كبير انقلاب امام خمينى (قدس سره)، كه از اين به بعد آنها را «نيروهاى خط امام»[٢] مىخوانيم.
ب) ميانهروها و يا ليبرالهاى ملىگرا كه ضمن مخالفت با رژيم شاه، قبل از انقلاب با برخوردهاى تند و بعد از انقلاب با برخوردهاى انقلابى، مخالف بودند و از طرفى خود را براى اداره جامعه، شايستهتر مىدانستند.
ج) گروههاى چپ و چپگراى مخالف رژيم شاه كه ضمن مخالفت با رژيم شاه، با ايجاد جمهورى اسلامى مخالف بودند و بعد از سقوط رژيم به صف مخالفان جمهورى اسلامى پيوستند؛ مانند سازمان مجاهدين خلق، چريكهاى فدايى خلق، پيكارىها.
[١]. همان، ص ١٠٤.
[٢]. برخى از ويژگىهاى اين گروه عبارت است از:
الف) نيروهاى خط امام به اسلام فقاهتى و اصل ولايت فقيه معتقدند و رهبرى روحانيت را ضامن موفقيت انقلاب مىدانند.
ب) بيش از آنكه به پيروزىهاى مقطعى بينديشند، برحفظ اصول و معيارهاى ايدئولوژيكى- عقيدتى اصرارمىورزند.
ج) به اسلام به عنوان يك مكتب جامع، كامل، توانا و جهان شمول در تأمين خواستههاى جوامع در هر زمان و مكان، اعتقاد دارند.
د) با تكيه بر اصل ايثار و شهادت در راه دستيابى به هدف، قدرت و نيرويى غيرقابل رقابت دارند و از هيچ قدرت مادى نمىهراسند.
) از شرق و غرب تبرّى جسته و مبارزه با آنها را تا نابودى استكبار از وظايف خود مىدانند.