انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٨٤
كشاورزى در روستاها بازگشت آنان غيرممكن بود. با توجه به پايه مذهبى اعتقادات اكثر اين كارگرها، در بدو حركت سياسى- انقلابى در شهرها، اين قشر كه غالباً جوان بودند، در زمره هسته اصلى مبارزات مردمى قرار گرفتند و ارتباط و هماهنگى مبارزاتى ميان شهرها و روستاها نيز برقرار ساختند.
عوامل متعدد نارضايتى اجتماعى، زمينه را براى انقلاب فراهم كرده بود. بىتوجهى به ارزشهاى مسلط مذهبى و بىتفاوتى در قبال خواستههاى رهبران مذهبى، بىبندوبارى زيادهازحد، رواج فساد و فحشا، عدممراعات عفت عمومى و اشغال پستهاى كليدى و حساس دولتى توسط بهايىها و صهيونيستها و كنترل اقتصاد جامعه توسط ثابت پاسالهاى بهايى و القانيانهاى صهيونيست، تغيير مبدأ تاريخ اسلامى و بازگشت به ارزشها و سنّتهاى باستانى، زمينه لازم را براى قيام عمومى در جامعه ايران فراهم كردند. بر اين عوامل بايد حضور خيل عظيم خارجيان، بهخصوص آمريكايىها، نارسايى خدمات اجتماعى، بيكارى روزافزون طبقات و اقشار متوسط و پايين و وسيعتر شدن شكاف ميان طبقه مرفّه و طبقات ديگر اجتماع را افزود. علاوه بر همه اينها روىگردانى روزافزون مردم از نظام سياسى و همچنين ناتوانى قدرت سياسى از تأمين حداقل خواستهها و نيازهاى اجتماعى، كمتر كسى را اميدوار مىساخت كه وضع موجود را بتوان حفظ كرد.
البته نبايد فراموش كرد كه علىرغم وجود شكاف وسيع و روزافزون ميان مردم و قدرت سياسى حاكم، رژيم شاه از نظر توانايىهاى اقتصادى، نظامى و بينالمللى در شرايط مطلوبى بهسر مىبرد. زيرا با افزايش قيمت نفت در اوايل دهه هفتاد درآمد دولت به چندين برابر افزايش يافته بود بهگونهاى كه رژيم در دوران قبل از پيروزى انقلاب بهعنوان يك وامدهنده سخاوتمند در ميان كشورهاى غربى و جهان سوم معروف شده بود. اجراى دكترين نيكسون و انتخاب شاه به عنوان ژاندارم منطقه موقعيتى استثنايى براى تقويت سريع و هرچه بيشتر نيروهاى مسلح كه ابزار اصلى سركوب و اقتدار رژيم بهحساب مىآمد، فراهم كرده بود. و بالاخره در جو تفاهم بينالمللى موجود ميان قدرتهاى بزرگ دنيا، دولتِ شاه از حمايت مادىو معنوى همه قدرتهاى صاحب نفوذ دنيا (اعم از شرق و غرب) نيز برخوردار بود. طبيعتاً مبارزه و برخورد با چنين نظامى كه در اوج قدرت بهسر مىبرد و فراهمكردن زمينه