انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢٥٢
شكست كشانده و يا در نطفه خفه خواهد كرد.
ملت ايران و رهبران آن اين فرصت و موقعيّت را به دست آوردهاند كه آنچه را در قالب مخالفتهاى معنوى و اخلاقى خود با نظام سابق بروز مىدادند در چارچوب سياستهاى مدرن و مدوّنى پياده كنند. مسايلى از قبيل ماهيّت سياست و اقتصاد اسلامى، روابط اجتماعى و برقرارى عدالت اسلامى در جامعه از جمله مسايلى است كه بايد به آنها پرداخت. در حالىكه انقلابهاى بورژوازى- ليبراليستى غربى روى آزادى فرد به قيمت فدا كردن عدالت اجتماعى تكيه مىكنند و انقلابهاى ماركسيستى، برقرارى عدالت اجتماعى را به قيمت از دستدادن آزادىهاى فردى نويد مىدهند، اينك انقلاب اسلامى است كه بايد بتواند جامعهاى را به دنيا ارائه دهد كه هيچكدام از آنها، فداى ديگرى نشود.
دنياى امروزى ديگر دنياى قبل از انقلاب اسلامى نيست. اينك صفحه جديدى در تاريخ اسلام بازشده است. شكوه گذشته اسلام مجدداً بدان باز مىگردد. دشمنان اسلام، جنگ دائمى را بر عليه اسلام پىخواهند گرفت. آنها مغرور قدرت مادى خود هستند و دست از عناد و توطئه برنخواهند داشت.
سرنگونى رژيم طاغوت- و آنچه كه نمايانگر آن بود- اگرچه به قيمت جان دهها هزار انسان به دست آمد، وقتى كه با برنامهها و اهداف عظيمى كه در پيش است، مقايسه شود به صورت موفقيت كوچكى جلوهگر شده و ابتداى راه را به ما نشان مىدهد.
امروزه صداى تودههاى مسلمان با شعارهاى اسلامى در اقصى نقاط جهان اسلام، بلند است. تودههاى مسلمان به يُمن پيروزى انقلاب اسلامى ايران راهى را انتخاب كردند كه ما طى كرديم. هر نوع غفلت در ادامه راه، موجبات يأس و سستى آنها را نيز فراهم خواهد كرد. بنابراين بار موفقيتها و شكستهاى ملل ديگر هم بر دوش ما قرار دارد و نبايد از آن غافل بود. و اين در شرايطى است كه دولتهاى اسلامى فعلى نه تنها از نظر سياسى، اقتصادى و نظامى بلكه از نظر ايدئولوژيك هم جذب اردوگاه استكبار شدهاند. آخرين اميدى كه دشمنان انقلاب داشتند و بدان دلبسته بودند و در عين حال دوستان و ياران انقلاب هم نگران آن بودند، موضوع رحلت و غيبت رهبر و بنيانگذار انقلاب اسلامى «امام خمينى (قدس سره)» از صحنه انقلاب بود.