انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٨٩
علمى، صنعتى و اخلاقى تحميل شده بر آن ... و برتر از همه، ملت بزرگ و ريشهدار و رشيد و با ايمان آن.
با وضع جهان و ملتهاى استعمارشده و دولتهاى مستكبر و نسل جوان حيرتزده و تشنه حقيقت، بهويژه وضع اسفبار كشورهاى مسلمان و امت اسلامى نيز آشنا و به خاطر آن دردمند بود و مسئله غمبار فلسطين روح با عظمت او را مىآزرد.
احساس وظيفه دينى، او را وارد ميدان مبارزهاى بزرگ و تاريخى كرد كه هرگز به جز مردان استثنايى تاريخ در آن قدم ننهاده و به جز معدودى، از آن پيروز بيرون نيامدهاند.
او به نجات ايران از چنگال رژيم فاسدى كه عقبماندگى، انحطاط، فقر اقتصادى، اخلاقى و علمى را بر آن تحميل كرده بود، مىانديشيد و راه يگانه آن را بازگشت به اسلام و ايجاد نظام سياسى اسلام در كشور و حكومت ارزشهاى الهى تشخيص داد. با گشودن اين راه، الگويى زنده در برابر امت اسلامى نهاد، و جريان تازهاى در دنياى اسلام پديدآورد كه احياى دوباره هويت اسلامى در ميان مسلمانان، اولين محصول مبارك آن بود.
مبارزه خود را از قدم اول به كمك قشرهاى وسيع مردم با نام خدا آغاز كرد، با آنان سخن گفت و ايمان، عقل و همت آنان را به يارى طلبيد. هرگز به سراغ احزاب و گروههاى مدعى نرفت و غالباً به انگيزههاى آنان با چشم ترديد نگريست و از زد و بندها و بده بستانهاى سياسى آنان روى گردانيد. با مردم هميشه صادقانه و دلسوزانه سخن گفت و چون معلمى بصير و راهنمايى بلد، در مسير طولانى مبارزه، عقل و حكمت و معرفت خود را در اختيار راهروان نهاد.
هنگامىكه مبارزه ملت ايران در ميان ناباورى جهانيان به پيروزى رسيد و ملت ايران يكپارچه رهبرى و زمامدارى او را به جان پذيرفت، او با رفتار و منش خود، بزرگترين تحول را در تاريخ سياسى اين كشور پديد آورد؛ يعنى سلطنت را كه حكومت مستبدّانه ستمگران و دنياخواران بود به امامت كه نهاد حكومت خدايى و مردمى بندگان خدا است، تبديل كرد. اقتدار و صلابت خود را با عدل و دادگرى مزيّن كرد و تفوق همهكسپذير خود را با عبوديت و خاكسارى منوّر ساخت، و تمكن و برخوردارى را با زهد و پارسايى درمان كرد.
راه خدا و بندگى خدا را لحظهاى رها نكرد و چون بار امانتى سنگين بر دوش داشت،