انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٠٢
محور اصلى مبارزه را در حمله به عامل اصلى همه مفاسد؛ يعنى سلطنت، درباريان و شخص شاه قرار داد و به ديگران نيز جرأت و جسارت بخشيد تا چنين كنند.
فقط خدا مىداند كه سلطنت ايران از آغاز پيدايش خود چه جنايتهايى كرده است. جنايات پادشاهان تمام تاريخ ما را سياه كرده است، مگر پادشاهان نبودند كه به قتلعام خلايق فرمان مىدادند و بدون كمترين وسواس دستور سر بريدن مىدادند. از نظر پيغمبر اسلام كلمه ملكالملوك نفرتانگيزترين كلمات در نزد خداوند است. اصول اسلامى با سلطنت مخالف است. كاخهاى استبدادى شاهنشاهى ايران را ويران كنيد. سلطنت يكى از شرمآورترين و پستترين ارتجاعهاست ....[١]
٤. با حمله مستقيم به همه قدرتهاى بزرگ خارجى و در رأس آنها آمريكا، هر نوع ملاحظهكارى سياسى را كه در گذشته و بهويژه در دوران نهضت مشروطه و ملىشدن صنعتنفت رايج بود، مطرود دانست و شيوههايى كاملًا نو در مبارزه انتخاب كرد. در دوران مشروطه، مشروطهخواهان با تحصن در سفارت انگليس سعى در جلب پشتيبانى دولت بهاصطلاح «فخيمه» انگلستان مىكردند كه نتيجه آن حاكميت فراماسونرى بر سرنوشت ملت ايران بود. در دوران نهضت ملىشدن نفت به قول دكتر مصدق از تضاد منافع دو قدرت بزرگ بهره گرفته شد. يعنى با كمك دولت آمريكا نفت ملى شد و چند صباحى بعد دولتهاى آمريكا و انگليس با كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢ نه تنها بر صنايع نفت، بلكه بر همه امور كشور به مدت ٢٥ سال سلطه يافتند.
امام با شناخت دقيق از تجربيات گذشته و با عبارت معروف «آمريكا از انگليس بدتر، انگليس از آمريكا بدتر و شوروى از هر دو بدتر و همه از هم پليدتر، اما امروز سر و كار ما با اين خبيثهاست، با آمريكاست.» راه هر نوع نفوذ را بر وابستگان به سياستهاى خارجى بست تا ديگر نتوانند با مشاركت در مبارزه ثمره مبارزات مردم را از آن خود كنند.
امام از موقعيتى خاص، يعنى مرجعيت برخوردار بود كه به گفتار و نظرات او مشروعيت مذهبى مىداد. او علىرغم تلاش رژيم كه سعى مىكرد بعد از مرحوم آيتالله بروجردى، مقام مرجعيت عام را به خارج از كشور انتقال پيدا كند، بهسرعت اين مقام را با كسب مقبوليت
[١]. كلر برير و پير بلانشه، ايران: انقلاب به نام خدا، ص ١٣.