انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٥٠
مسايل، مشكلات و فشارها مواجه مىگردند و هر انقلابى كه بتواند بدون آنكه آرمانها و نهادهاى انقلابى آن دستخوش خسارات اساسى و بنيانى شود، اين مرحله را پشتسر بگذارد، موفقيت نهايى و تداوم خود را براى ساليان متمادى تضمين كرده است.
مهمترين مسايلى كه انقلابيان در اين مرحله با آن مواجهاند از اين قرار است:
الف) بعد از شكست قدرت سياسى حاكم، قدرت اجتماعى جايگزين آن شده و بر خلاف دوران قبل از انقلاب، ديگر نمىتواند بدون احساس مسئوليت به عنوان منتقد و نيروى مخالف، قدرت سياسى را مورد حمله قرار دهد. در اين مرحله با زوال و سقوط سيستم سياسى گذشته، انقلابيون ناچارند سريعاً وظايف و مسئوليتهاى قدرت سياسى را بر عهده گيرند و از عهده اجراى آنها برآيند. در حالىكه به دلايلى از جمله عدم آشنايى با ماشين اجرايى دولت، فقدان تجربه كافى و نداشتن نيروى متخصص و مجرب، با گرفتارىهاى زيادى مواجه خواهند بود. در عين حال توقعات بيش از پيش گروههاى اجتماعى از سيستم جديد مشكلات و معضلات افزونترى را به وجود خواهد آورد.
از ديگر سو، سقوط رژيم سياسى قديم به معناى نابودى كامل ماشين اجرايى دولت نيست و مدت زمانى طول خواهد كشيد تا كليه ارزشها، نهادها، ساختها و افراد وابسته به رژيم سياسى گذشته از صحنه خارج شوند و جاى خود را به نظام جديد دهند. لذا قدرت سياسى جديد در عين سازندگى، بايد بخشى از نيروى خود را صرف از بين بردن آثار مزبور نمايد.
ب) با سقوط رژيم سياسى، مبارزه و درگيرى انقلابيان پايان نمىپذيرد، بلكه به صورتى ديگر و احتمالًا با شدتى بيشتر از گذشته ادامه خواهد يافت. اين مبارزه در دو جبهه داخلى و خارجى واقع خواهد شد.
١. جبهه داخلى: آنها در داخل جامعه بايد با دو گروه از مخالفين به مبارزه و درگيرى بپردازند:
گروه اول كسانى هستند كه به رژيم سياسى گذشته وابستگى داشته و از آن منتفع مىشدهاند و اينك با سقوط رژيم مزبور منافع و ارزشهاى خود را در خطر مىبينند و به مخالفت با رژيم انقلابى جديد مىپردازند. سلطنتطلبان را مىتوان از جمله اين مخالفان نام برد كه در انقلابهاى فرانسه، روسيه و ايران حضور داشتند.
گروه دوم آنهايى هستند كه در مورد سقوط رژيم سياسى قبلى با ساير انقلابيون توافق و