انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢٣١
وهمسايگان آن از اين رژيم حمايت مىكردند، در حالىكه هيچ دولتى از انقلابيون حمايتنمىكرد.
٣. پيچيدگى و استحكام رژيمهاى قبل از انقلاب در سه كشور
وجود ابزارهاى قدرت از جمله قدرتهاى اقتصادى، نظامى و حمايت بينالمللى بالقوه و فىنفسه نمىتواند در جهت تحكيم و تثبيت قدرت سياسى حاكم كارساز و مفيد باشد، بلكه توانايى، مهارت و مديريت مطلوب در نظام سياسى است كه مىتواند در مواقع بحرانى، ابزارهاى قدرت را از قوه به فعل درآورد و به بهترين وجه و در مناسبترين زمان و مكان آنها را مورد استفاده قرار دهد. در نبردهاى نظامى اغلب اين امر به اثبات رسيده است كه فرماندهى لايق و كارآمد مىتواند با كمترين امكانات، تجهيزات و نيرو بر فرمانده نالايق و ناتوانى كه صاحب امكانات بسيار است، پيروز گردد.
در حالىكه نظامهاى سياسى فرانسه و روسيه علىرغم وجود استبداد حاكم به خاطر بىكفايتىهاى پادشاهان و نفوذ افراد ناصالحى كه در دربار حضور داشتند، هرگز نتوانستند منافع خود را تشخيص دهند و در جهت حفظ ثبات و موقعيت رژيم خود مديريتى مناسب و توانا برقرار نمايند و تغييرات لازم را اعمال كنند، رژيم شاه بعد از گذراندن دوره پرتلاطمى از تاريخ ٣٨ ساله حكومت خود، تدريجاً به اعتماد به نفس و حاكميت مطلقه رسيد و با برخوردارى از مستشاران ورزيده داخلى و خارجى، به ويژه برخوردارى از پليس مخفى خشنى همچون ساواك، از توانايى لازم براى حفظ و تداوم قدرت مستبد خود برخوردار شد.
در تئورى، نظام دولتهاى مستبد مىبايست ضعيفشده باشد تا يك حركت انقلابى مردمى بتواند بروز كند و توفيقى كسب نمايد. در حقيقت از نظر تاريخى، شورشهاى مردمى به خودى خود قادر نيستند دولتهاى مستبد را واژگون كنند، بلكه غالباً فشار نظامى از خارج، همراه با تضادها و انشعابهاى سياسى ميان طبقه حاكم و دولتمردان براى تضعيف استبداد و بازشدن راه براى شورشها و نهضتهاى انقلابى لازم است.
به خاطر همين ضعفها بود كه در انقلاب فرانسه نظام سياسى حاكم نه به علت مخالفت نيروهاى مردمى بلكه تنها به علت استيصال كامل خود در حل معضلات اقتصادى و