انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٧٩
اجتماعى ايران بهعنوان ارزش مسلط جامعه ايرانى مهمترين و شايد تنها عامل وحدت ملى ايرانيان بود.
عامل «ملت» در مفهوم غربى آن نمىتواند موجب نزديكى و ايجاد فرهنگى مشترك در ميان مردمى با زبانها، لهجهها، ريشههاى نژادى و قوميتهاى مختلف همچون فارس، كرد، ترك، عرب، تركمن و بلوچ باشد.
در حقيقت مىتوان ادعا كرد اگر از آداب و رسوم و عقايد مذهبى كه وجه مشترك اكثريت قريببهاتفاق افراد اين ملت مىباشد، صرفنظر كنيم، عامل مشترك مهم ديگرى نمىتوان يافت كه آنها را به هم نزديك كند. به همين دليل است كه از اسلام نه تنها بهعنوان آئين ارتباط ايرانيان با پروردگار مىتوان بحث كرد، بلكه اين عاملْ فرهنگ، سنن، زبان و روابط اجتماعى آنها را طورى تحتتأثير قرارداده است كه نمىتوان بدون شناخت مذهب و ويژگىهاى آن، درباره فرهنگ عمومى ايرانيان چيزى گفت. به همين دليل ارزشهاى مقبول اكثر طبقات اجتماعى، از ديدگاه مذهبى آنها سرچشمه مىگيرد و همانطور كه بعداً خواهيم گفت از علل عمده بروز انقلاب و سقوط رژيم شاه، تلاش وى در ناديده گرفتن و زيرپاگذاشتن ارزشها و سمبلهاى ديرين اجتماعى بود كه ريشه در مذهب داشت.
با توجه به اينكه مذهب از مهمترين عوامل فرهنگىاى است كه ايرانيان را در اقصى نقاط كشور، در شهر و روستا و در اقشار متفاوت جامعه، اعم از فقير و غنى، باسواد و بىسواد، بههم مرتبط و پيوسته ساخته و با توجه به نفوذ عميق و ريشهدارى كه مذهب در روابط اجتماعى آنها پيدا نموده است، حتى كسانى كه خود را چندان پاىبند به اجراى قوانين و عبادات مذهبى نمىدانند نيز به رعايت سنتهاى مذهبى از جمله مراسم اعياد و عزادارىها متعهد مىباشند.
با توجه به توضيحات فوق مىتوان ادعا كرد كه قدرت اجتماعى جامعه ايرانى در مذهب نهفته است و هر حركت و جنبش ديگرى جدا از ارزشها و معيارهاى مذهبى نمىتواند در تحقق اهداف سياسى- اجتماعى موفق باشد.
ما بر آن نيستيم كه تاريخ طولانى گذشته سرزمين و ملت ايران را ورق بزنيم، كافى است اين نكته را متذكر شويم كه تاريخ پرماجرا و پرحادثه چندهزار ساله مردم ايران، در