انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٣٤
و پيام خود را از مرزهاى كشور به خارج گسترش دهد و به عنوان يك نظام قدرتمند در صحنه روابط بينالمللى ظاهر گردد و معادلات و نظام بينالمللى را تحتتأثير قرار دهد.
با توجه به ماهيت و محتواى تحولات بعد از انقلاب، بررسى پيامدهاى انقلاب اسلامى را در دو بخش كه هر بخش آن از يك دهه تشكيل مىگردد، مورد بحث و بررسى قرار مىدهيم. بخش اول، تاريخ انقلاب را تا رحلت حضرت امام (قدس سره) در بر مىگيرد و به حوادث و اتفاقاتى مىپردازد كه در اين دوران رخ داده كه آن را دوران «ايجاد ثبات و مقابله با توطئهها» مىناميم و در بخش دوم به پيامدهاى آن خواهيم پرداخت.
همانطور كه در بخش اول عنوان شد، در اغلب انقلابهاى سياسى دنيا بعد از به ثمر رسيدن انقلاب، عناصر ميانهرو براى دورهاى موقت به قدرت رسيدهاند. در ايران نيز چنين اتفاقى افتاد و آنهابه قدرت رسيدند. عللى كه موجب روى كار آمدن آنان گرديد، عبارتند از:
١. رهبران انقلاب ايران شناخت درستى از نيروهاى جوان انقلابى كه قادر به اداره كشور باشند، نداشتند و چهرههاى شناختهشده در ميان انقلابيون كسانى بودند كه در دوران كوتاه حكومت دكترمحمد مصدق با قبول مسئوليتهاى دولتى، نقشى كمرنگ در اذهان باقى گذاشته بودند.
٢. رهبر انقلاب تمايل نداشت كه روحانيان، مسئوليتهاى دولتى را مستقيماً برعهده گيرند و از طرفى آنها هم آزمايش لازم را براى اثبات توانايى خود در اداره مملكت باز پس نداده بودند.
٣. مهندس مهدى بازرگان و يارانش تنها چهرههايى بودند كه در ميان ملىگرايان و ليبرالها جنبه مذهبى داشتند و تا حدودى مورد قبول و وثوق جناحهاى مختلف بودند.
٤. بر اساس فرمان رهبر انقلاب و اينكه اولين دولت بعد از انقلاب «دولت موقت» خوانده مىشد، چنين برمىآيد كه مأموريتهاى اين دولت، موقت بوده و در حقيقت براى يك دوره انتقالى در نظر گرفته شده بود.
قبل از آنكه به سير تكوينى تحولات بعد از انقلاب در دوره حاكميت ميانهروها بپردازيم، ضرورت دارد ويژگىهاى ليبراليسم را در ايران مورد بررسى قرار دهيم.