انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٧٩
با بحران جدى مواجه نبود، بلكه با توجه به تحولات پيشين جايگاه انقلاب و نظام سياسى برخاسته از آن، تقويت و تثبيت گرديد و توان بر طرف كردن اشكالات و ضعفهاى دوران قبلى را پيدا كرد و در عين حال به پيروزىهاى شگفتانگيزى در صحنه روابط بينالمللى دست يافت و اينك راه تعالى و ترقى را همچنان مىپيمايد.
با توجه به همان علل و حوادث و تحولات سياسى، انقلاب اسلامى را در سه سطح داخلى، منطقهاى و جهانى مورد بررسى و تجزيه تحليل قرار مىدهيم تا تصوير روشنتر و واضحترى از آنچه در اين دوره اتفاق افتاده است و به صورتى مستقيم يا غيرمستقيم با انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى در ارتباط بوده است، ارائه دهيم.
مرحله اول: تحولات سياسى- اجتماعى داخلى
آنچه را كه در اين فصل بهعنوان تحولات سياسى- اجتماعى در ايران، مورد بحث قرار خواهيم داد، مسائلى است كه تأثير و نقشى مهم در روند انقلاب اسلامى بر جاى گذارده است. به طورى كه بدون اين اتفاقات، انقلاب اسلامى در مسيرى ديگر حركت مىكرد و با حوادث و اتفاقات كاملًا متفاوتى مواجه مىشد و بعضاً ممكن بود موجبات انحراف و دگرگونى آن فراهم آيد و ضايعات عميقى بر پيكر انقلاب وارد شود. اين حوادث و اتفاقات را مىتوان به ترتيب تاريخى چنين نام برد: عزل آيتاللّه منتظرى از قائم مقام رهبرى، بازنگرى قانون اساسى، رحلت حضرت امام خمينى (قدس سره) و انتخاب حضرت آيتالله خامنهاى به عنوان جانشينى ايشان و آغاز دوره سازندگى.
الف) عزل آيتالله منتظرى
در روزهاى آغازين سال ١٣٦٨ به ناگهان بخشنامهاى از طرف نخستوزير وقت آقاى مهندس ميرحسين موسوى به ادارات و سازمانهاى دولتى ابلاغ شد كه متن آن بدين قرار بود: «به دستور حضرت امام خمينى كليه تصاوير آيتالله منتظرى از ادارات و سازمانهاى دولتى برداشته شود.» اين بخشنامه كه بدون مقدمه صادر شده بود با بهت و حيرت عموم مواجه گرديد. ديرى نپاييد كه نامه هفتم فروردين آقاى منتظرى و پاسخ روز بعد حضرت امام