انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢٤٦
ركن رهبرى انقلاب مىگردد و به طرف افول پيش خواهد رفت. تجربه انقلابهاى ديگر نشان داده است كه با درگذشت رهبر انقلاب و به خاطر عدم نهادينهشدن رهبرى، نزاع و درگيرى ميان جانشينان او صورت گرفته و نهايتاً انقلاب به ديكتاتورى مطلقه تبديل شده است. در حالىكه در انقلاب اسلامى به خاطر نهادينهشدن اصل ولايتفقيه، ارتحال امام خدشهاى در ركن رهبرى ايجاد نكرد و بدون درگيرى و نزاع، اين نهاد با انتخاب جانشين رهبر انقلاب به كار خود ادامه داد.
در عين حال رهبرى نظام محدود به نهاد ولايتفقيه نيست بلكه در برگيرنده مجموعهاى از دولتمردان و رجل سياسى و مذهبى نيز مىباشد. به ويژه با توجه به نقش انكارناپذير علما و روحانيون در انقلاب اسلامى، آسيبپذيرى اين قشر، تأثير مستقيمى بر كارايى و عملكرد نظام و در عين حال رابطه و اعتماد ميان مردم و مجموعه نظام، خواهد داشت. هر نوع تجمّلگرايى مديران جامعه، اخذ امتيازات ويژه براى خود و خانواده، فساد ادارى، گسترش و تورم ساختار ادارى و نهايتاً نفوذ عوامل فرصتطلب و تغيير چهره دادن و يا عوامل ناشناخته بيگانه از جمله آسيبهايى است كه مىتواند موجبات پوسيدگى نظام سياسى را فراهم نمايد و انقلاب اسلامى را به همان سرنوشتى دچار كند كه بعد از رحلت پيغمبر (ص) حكومت اسلامى بهتدريج به آن دچار شد.
٣. در بُعد مردم
ترديدى نيست كه مشاركت و حضور گسترده مردم در صحنه انقلاب از عوامل اصلى و مهم پيروزى و خنثىنمودن توطئههاى دشمنان انقلاب بوده است. اكثر انقلابهاى تاريخ معاصر علىرغم نقش مردم در انقلاب، بعد از پيروزى آن از حضور مردم خالى شد و نظام انقلابى به ديكتاتورىهاى فردى و طولانى تبديل گشتند، ولى در انقلاب اسلامى حضرت امام (قدس سره) علىرغم قدرت و نفوذى كه داشت و كلام او براى مردم حجّت بود، سعى كرد در عين ارشاد و آگاهى مردم، حضور آنها را در صحنه همچنان حفظ كرده، نهادينه نمايد و اين حضور تا به امروز هم چه از نظر انتخاب مديران جامعه و چه از نظر تأمين نيروهاى لازم، در جبهههاى جنگ براى مقابله با دشمنان داخلى و خارجى و رفع خطرات عارض شده، حفظ شده است و