انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٥٦
طرف با خبرنگاران خارجى از موضع طرف مقصر برخورد مىكرد و مىگفت:
من كاملًا مسئله زندانى شدن انسان را مىفهمم اما اين مسئله، مسئله زندانى است، حال آنكه شاه مسئله ملت ما، آينده اين ملت و بشريتِ رنج كشيده است.
و در جاى ديگر مىگويد:
اكنون ما در برابر يك عمل انجامشده قرار گرفتهايم و نمىتوانيم سفارت آمريكا را با زور تخليه كنيم.[١]
در حالىكه در برخورد با مردم انقلابى، عوامفريبانه مىگفت:
حق آن است كه اشغال سفارت آمريكا غير از عمل يك گروه كوچك براى يك مقصد است، اين عمل اعتراض تمامى ملت است.[٢]
به هر حال طولى نكشيد كه اين عده از ليبرالها هم به مخالفت با حركت دانشجويان برخاستند و اقدام آنها را محكوم كردند. به عنوان مثال، بنىصدر در آبان ١٣٦٠؛ يعنى دو سال بعد از ماجراى اشغال سفارت، نيت باطنى خود را آشكار مىكند و عمل دانشجويان را اينگونه به باد انتقاد مىگيرد:
من هيچ وقت تجاوز به يك سفارت خارجى را عملى شجاعانه نمىدانم. گروگانگيرى باعث شد كه پيام انقلاب ايران به جهان نرسد. در حقيقت، گروگانگيرى انقلاب ايران را تحريف كرد، زيرا ما به اسم حقوق، حفظ حقوقبشر و آزادى انقلاب كرديم. گروگانگيرى در ضمن باعث شد كه دولت آمريكا يك انقلاب بسيار انسانى، يك انقلاب بسيار زيبا را درك نكند و باعث به هم خوردن انقلاب يك ملت فقير گردد.[٣]
نكته مهم ديگر اينكه ليبرالهاى حاكم، هر كدام براى جلب افكار مردم و رضايت آمريكا تلاش مىكردند به شيوههاى متنوعى مسئله گروگانها را حل كنند.
در آغاز، بنىصدر كه پست وزارت خارجه را در تصدى داشت، تصميم گرفت با حضور در
[١]. همان، ص ٨٢.
[٢]. روزنامه انقلاب اسلامى، سرمقاله ١٥/ ٨/ ٥٨.
[٣]. دفتر سياسى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، ذخيرههاى امپرياليسم؛ بنى صدر و منافقين، ص ٩٠.