انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٨٦
مىكرد كه به زعم آنها امكان پر كردن خلأ وجودى وى براى هيچكس نبود.
تجربه ديگر انقلابها و تحولات سياسى- اجتماعى نيز كه بر پايه قدرت كاريزماتيك رهبران خود استوار بود نيز مؤيد و پشتوانه چنين اظهارنظرى بود.
برخى نيز وقوع يك كودتاى نظامى را اجتنابناپذير مىدانستند[١] و يا تداوم انقلاب را با ضربان قلب امام مرتبط مىديدند و مىپنداشتند كه با توقف ضربان قلب ايشان، انقلاب نيز به پايان راه خواهد رسيد.[٢]
عدهاى نيز كه با خوشبينى بيشترى به اين مسئله نظر مىافكندند قوياً احتمال بروز يك جنگ داخلى را مىدادند اگر چه احتمال موفقيت چنين جنگى را در سرنگونى نظام اسلامى ضعيف مىديدند.[٣]
ناگفته نماند كه مسئله جانشينى رهبر انقلاب و دوران بعد از امام، همواره پيروان ايشان را در ايران نيز در نگرانى عميقى فرو برده بود، به همين دليل در شعارها و دعاهاى خود آرزوى طول عمر ايشان را تا ظهور امام زمان (عج) مىكردند.
اين نگرانى و دغدغه خاطر محدود به تودههاى مردم نمىشد، بلكه زعماى نظام جمهورى اسلامى را هم عميقاً دچار نگرانى مىكرد و تعجيلى كه در انتخاب آيتالله منتظرى علىرغم ضعفها و كاستىهاى ايشان بهعنوان قائم مقام رهبرى صورت گرفت، ناشى از وجود كسالت قلبى امام و همين نگرانىها بود و عزل آقاى منتظرى كه هفتاد روز قبل از درگذشت امام اتفاق افتاد بر اين نگرانىها افزود.
ترديدى نيست كه جايگاه حضرت امام، محبوبيت و جاذبههاى فوقالعاده ايشان و نقش بىبديلى كه در هدايت و رهبرى انقلاب ايفا مىكرد، از ايشان چهرهاى استثنايى و بىنظير در تاريخ اسلام و تاريخ انقلابهاى جهان بود كه به طور طبيعى امكان جايگزينى ايشان را با همان قدرت، جاذبه و صلابت غيرممكن نشان مىداد. امام نيز خود به اين مسئله واقف بود و به همين جهت تلاش فوقالعادهاى صورت داد كه نه تنها همه موانع مهم را از سر راه انقلاب
[١]
. Ervand Abrahamian, The Iranian Mujahedin, P. ٧٧.
[٢]
. Shaul Bakhash, The Reign of the Ayatollahs: Iran And Islamic Revolution, P. ٤٦٢.
[٣].Dilip Hiro ,Op .cit .,P .٧٦٣ .