انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١١٧
فصل سوم: عوامل شتابزاى انقلاب
يكى از مسايلى كه بعد از پيروزى هر انقلابى توجه تحليلگران تحولات انقلاب و حتى توجه گروههاى سياسى موافق و مخالف را بهخود جلب مىكند، اين است كه چه عامل و يا عواملى موجب سرعت گرفتن تحولات سياسى- اجتماعى و سير حوادثى كه نهايتاً منجر به پيروزى انقلاب مىباشد گرديده است. بهعبارت ديگر چه عواملى موجب از هم گسيختن شيرازه امور و بر هم خوردن سيستم و نظام حاكم شده و كنترل امور را از دست قدرت سياسى خارج و بر تحرك قدرت اجتماعى افزوده است و عامل تسريع در بروز و پيروزى انقلاب چه بوده است. همانطور كه در فصل اول بيان شد، اين عوامل را «عوامل شتابزا» مىنامند.
در رابطه با پيروزى سريع و غيرقابل پيشبينى انقلاب اسلامى تاكنون بحثهاى زيادى شده و كتابهاى متعددى به چاپ رسيده است. بهويژه در جهان غرب و بهخصوص در آمريكا تحليلهاى متفاوت و نظريات گوناگونى عمدتاً بهمنظور شناسايى و تعيين عامل و يا عوامل اصلى در سقوط رژيم شاه ارائه شده است و مسئولان وقت آمريكا نيز براى دفاع از خود دست به انتشار خاطرات آن دوران زدهاند. ازجمله مىتوان از خاطرات كارتر، رئيسجمهور؛ برژينسكى، مشاور امنيت ملى؛ ونس، وزير امورخارجه؛ سوليوان، سفير آمريكا در تهران و هاميلتون جردن، رئيس كاخ سفيد در آن دوران نام برد. شاه معدوم نيز در اين زمينه مطالبى را به رشته تحرير درآورده است. آنچه را كه مىتوان از ديدگاههاى مختلف و برداشتهاى متفاوت استنباط كرد اين است كه هر تحليلگر و هر گروه سياسى، ضمن اينكه عامل خاص و موردنظر خود را بهعنوان عامل اصلى مطرح مىكند، تأثير عوامل ديگر را نيز بهعنوان عوامل جنبى و تبعى ناديده نمىانگارد.