انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٠٨
اگرچه از جامعه ليبراليستى غرب الهام گرفته است، اما در كشورهاى خاورميانه بهعنوان حربهاى براى مبارزه با نفوذ و سلطه استعمارگران و بيگانگان مورد استفاده قرار مىگيرد.
اين ايدئولوژى تا حدود زيادى توانست طبقات روشنفكر و تحصيلكرده و طبقات متوسط شهرى را بهخود جلب كند و در نهضت مشروطيت و ملىشدن صنعت نفت نيز نظريهاى غالب و مسلط بود و در ارائه معيارها و ارزشهاى مطلوب خود موفقيتهاى قابل توجهى كسب كرد؛ البته اين مكتب نتوانست در ميان تودههاى مردم پايگاه محكمى بهدست آورد، زيرا از يك طرف ناسيوناليسم با اعتقادات مذهبى مردم مغايرت داشت و معنا و تعريف غربىها از ملت كه ادعاى تمايز در خون و نژاد را مىكرد، در اسلام جايگاهى نداشت و از طرف ديگر ويژگىهاى خاصِ جامعه ايرانى با معيارهاى ناسيوناليسم تطبيق نمىكرد، زيرا اكثر مردم ايران كه امروزه ايرانى و فارسى زباناند و خود را ايرانى مىدانند، يا عرباند يا ترك و يا مغول. همچنان كه بسيارى از اعراب كه از عربيت دم مىزنند از نژادهاى ايرانى و ترك و يا مغول هستند. اگر ايرانى بودن را بخواهيم براساس نژاد تعريف كنيم و كسانى را ايرانى بدانيم كه از نژاد آريايى باشند، گروه نسبتاً زيادى از ملت ايران را بايد غيرايرانى بدانيم و بسيارى از مفاخر خود را از دست بدهيم.
ليبراليسم نيز با توجه به ماهيت غيرمذهبى خود نتوانست پايگاه محكمى در ميان مردم پيدا كند. اگرچه تا سالهاى طولانى، حتى بعد از انقلاب بهعنوان يك رقيب به حيات خود ادامه داد.
سوسياليسم، تنها ايدئولوژى انقلابى مطرح بود كه پس از انقلاب اكتبر روسيه، توجه نيروهاى انقلابى راديكال و جوان را بهخود جلب كرد. اين ايدئولوژى در ايران بهخاطر مجاورت با روسيه شوروى تأثير بسيار گذاشت و با شيوههاى تبليغاتى و همچنين ايجاد تشكيلات منضبط مخفى و علنى و در عينحال منسجم، سعى كرد اهداف خود را در جهت تغيير نظام جامعه ايران و برقرارى نظام سوسياليستى پيش ببرد. تبلور اين حركت و تلاش در تشكيل حزب توده و سابقه نسبتاً طولانى آن مشاهده مىشود.
اين حركت علىرغم فعاليت و تلاش زياد به دو دليل از ناسيوناليسم ناموفقتر بود: