انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٥٣
اريكه قدرت به زير كشيده شوند. علل عمده شكست عبارت است از:
١. عدم توانايى كافى در درك و حل مسائل و مشكلات پس از انقلاب.
٢. ناتوانى از تأمين توقعات، خواستهها و فشارهاى اجتماعى كه در اثر توسعه آگاهى و تحرك سياسى تودههاى وسيع جامعه انقلابى افزايش يافته است.
٣. ناتوانى در هدايت و رهبرى و همچنين جذب گروههاى جديد اجتماعى؛ چرا كه اين امر احتياج به تمركز قدرت از طريق كسب مقبوليت و يا اعمال زور دارد و ميانهروها فاقد هر دو ويژگى هستند.
٤. ناتوانى در جلوگيرى از رشد و تداوم حركتهاى سياسى گروههاى اجتماعى معارض.
٥. ناتوانى از اتخاذ تصميمات انقلابى مقتضى در مواقع و موارد حساس و خطير، به دليل نداشتن مشروعيت و مقبوليت سياسى و اجتماعى كافى.
مجموعه اين مسائل باعث مىگردد كه ميانهروها به تعلّل و سهلانگارى در كارها بپردازند و به نوعى سازشكارى متهم شوند و بالأخره توسط عناصر انقلابىتر كه از حمايت وسيعتر تودهها برخوردارند، كنار گذاشته شوند.
همزمان با كنار گذاشتهشدن ميانهروها و قدرت گرفتن نيروهاى انق- لابى راديكال برشدت مخالفت ضدانقلاب نيز افزوده مىشود و شكل اين مخالفت از حالت سياسى به برخوردهاى خشن و بعضاً نظامى تبديل مىگردد.
توطئههاى براندازى، شورشهاى داخلى و ايجاد محيط ترور و وحشت از جمله اقداماتى است كه نيروهاى مخالف انقلاب براى شكست انقلابيون و بهدست گرفتن قدرت ترتيب مىدهند. زمانى كه اين اقدامات، ثمربخش نباشد، تحميل جنگ خارجى بر رژيم انقلابى نوپا عموماً اجتنابناپذير است. اين جنگ كه در حقيقت آخرين تلاش براى سرنگونى و شكست انقلاب است، خود زمينه انسجام و تشكل و جلب پشتيبانى عموم مردم از حكومت را فراهم مىآورد؛ چرا كه مردم خود را در مقابل دشمن خارجى مىبينند و برخود فرض مىدانند كه اختلافنظرهاى داخلى را كنار بگذارند و به دفع تجاوز دشمن خارجى بپردازند.
پيروزى انقلابيان و شكست ضدانقلاب در اين مرحله از رويارويى، موجبات تثبيت نظام سياسى و انقلابى حاكم را فراهم مىآورد. شرط اصلى و اساسى پيروزى انقلابيون بر همه