انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٥٩
كشورهاى ديگر جهان، ايران نيز به خاطر موقعيت استراتژيك و منابع زيرزمينى خود مورد توجه اين قدرتها قرار گرفت و اين توجه خود عامل مهم ديگرى در تغييرات و تحولات قدرت سياسى در ايران شد. تضاد منافع انگليس و روسيه قبل از جنگ جهانى دوم و ايجاد بلوكبندىهاى جهان حول محور دو ابرقدرت آمريكا و شوروى بعد از جنگ جهانى دوم كه معلول ورود آمريكا به صحنه بازىهاى سياست بينالملل بود، جهان را ميدان رقابتهاى دوجانبه كرد. ايران نيز از اين رقابتها در امان نماند و اين رقابتها به عامل بسيار مهمى در تزلزل و ثبات قدرت سياسى ايران تبديل گرديد.
سلسله پهلوى كه در سال ١٣٠٤ به وسيله يك قزاق قلدر و ماجراجو به وجود آمد و به پسرش ختم شد، آخرين سلسله پادشاهى در ايران بود. تا قبل از روىكار آمدن رضاشاه، سلسله قاجار در ايران حكومت مىكرد. اين سلسله كه شاهان نسبتاً مقتدر و در عين حال مستبدى داشت، در اواخر به ضعف گراييد و آخرين پادشاه قاجار، احمدشاه كه فرزند محمدعلى شاه مخلوع بود، ضعيفترين آنها بهشمار مىآمد. سلطنت احمدشاه با جنگ جهانى اول و سپس انقلاب روسيه مصادف شد.
قبل از به قدرت رسيدن بلشويكها در روسيه، روسهاى تزارى از قدرت و نفوذ زيادى در ايران برخوردار بودند و مناطق شمالى ايران، عملًا تحت سلطه و نفوذ آنها بود. نيروى نظامى ايران هم كه به قشون قزاق معروف بود تحت نظارت و فرماندهى افسران روسى قرار داشت. رضاخان كه در سن چهارده سالگى به قشون قزاق پيوسته بود، در مدتى كوتاه به واسطه جسارت و بىباكى خود توجه افسران روسى را جلب كرد. او در اواخر جنگ جهانى اول كه انقلاب در روسيه به وقوع پيوست، يكى از برجستهترين افسران قزاق بود كه مستقيماً زير نظر فرماندهان روسى انجام وظيفه مىكرد. با وقوع انقلاب در روسيه، انگليسىها كه نگران گسترش افكار بلشويكى در ساير نقاط جهان از جمله ايران بودند، دست به كار شدند و با استفاده از آشفتگىهاى داخلى روسيه و پراكندگى و تزلزل افسران تزارى، موجبات بركنارى افسران روسى را از فرماندهى نيروهاى قزاق ايران فراهم آوردند و افسران ايرانى را به جاى آنان گماردند. در آن زمان بخشى از خاك ايران در اشغال نيروهاى انگليسى بود كه مىكوشيدند ضمن قطع نفوذ روسها از ايران، نيرويى براى مقاومت در برابر حكومت