انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٤٣
٣. تشكيل مجلس مؤسسان جهت تصويب قانون اساسى نظام جديد.
٤. برگزارى انتخابات مجلس نمايندگان ملت.
نكته قابل ذكر اين است كه دولت موقت حتى در اجراى مأموريتهاى مصرَّحه در فرمان رهبرى، نظريات و خواستههاى جناح خود را دنبال نمود. نگاهى به ليست وزراى كابينه دولت موقت بيانگر اين واقعيت است كه همه اعضاى كابينه بلااستثنا از ميان ليبرالها و ملىگرايان طرفدار مصدق انتخاب شدند و حتى يك نفر هم به عنوان نمونه از ميان افرادى غير از اعضاى جبههملى و يا نهضتآزادى، برگزيده نشده بود.[١] در حالىكه گروههاى ديگرى هم بودند كه هم مبارزه كرده بودند و هم افراد تحصيلكرده و مدير در اختيار داشتند؛ افرادى كه اغلب آنها بعدها اداره امور كشور را بهدست گرفتند. البته بايد اذعان نمود كه لازمه موفقيت يك دولت وجود هماهنگى و تفاهم ميان اعضاى كابينه مىباشد، ولى در عينحال نبايد فراموش كرد كه مأموريت دولت بازرگان از پيش تعيين شده بود و اين دولت بهخاطر برنامهها و نظرات سياسى خود بهقدرت نرسيده بود. اين همه در حالى بود كه انقلابيان، و بهخصوص رهبرى انقلاب و روحانيان، برخلاف تبليغات ليبرالها در دادن مسئوليت به آنها، سعهصدر نشان داده بودند و آنقدر نظرات متفاوت را تحمل مىكردند كه همه اقشار جامعه بتوانند در قدرت جديد سياسى مشاركت داشته باشند. اين يكى از علل عمدهاى بود كه ليبرالها توانستند حتى مقام رياستجمهورى را نيز كسب نمايند. در حالىكه بديهى بود با توجه به فقدان پايگاه مردمى ايشان، بدون تأييد رهبرى انقلاب، امكان نداشت كه اولين رئيسجمهور از ميان آنها انتخاب شود و بتواند بيش از ده ميليون رأى كسب كند.
در مورد انجام رفراندوم جمهورى اسلامى هم ليبرالها مىخواستند برخلاف نظر رهبر انقلاب و مردم عمل كنند. با وجود آنكه در فرمان رهبرى هدف رفراندوم به صراحت استقرار جمهورى اسلامى ذكر شده بود و در همه مصاحبهها، اعلاميهها و سخنرانىهاى امام، فقط از جمهورى اسلامى بهعنوان رژيم آينده كشور ياد شده بود و شعارهاى مردم هم حاوى عنوان
[١]. بنگريد به: نهضت آزادى ايران، شوراى انقلاب و دولت موقت، ص ٣٥ و ٣٦؛ نهضت زنان مسلمان، مواضع نهضتآزادى در برابر انقلاب اسلامى، ص ٨٦ و ٨٧.