انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٦٧
خيابانى رأى خود را پس گرفته و از او تبرّى جستند. جبهه ملى نيز با حمله به موازين اسلامى (لايحه قصاص) به ميدان آمد و ضمن حمله مستقيم به دولت در روز ٢٥ خرداد اعلام برگزارى تظاهرات و ميتينگ در ميدان فردوسى كرد كه با موضعگيرى قاطع و فورى رهبر انقلاب و اعلام ارتداد اين جبهه موجى عظيم در ميان تودههاى مردم بهوجود آمد، بهگونهاى كه در روز تظاهرات، ملىگرايان و نيروهاى متحد آنها مجبور به فرار شدند.[١]
رهبر انقلاب بنىصدر را از فرماندهى كلّ قوا عزل نمود و در پى آن مجلس شوراى اسلامى نيز با اكثريت قاطع، رأى به عدمكفايتسياسى رئيسجمهور داد و با تأييد رهبرانقلاب از مقام رياستجمهورى عزل شد. به اين ترتيب حضور نيروهاى ليبرال در دستگاه حاكمه بهطور كلى خاتمه يافت و اين فصل كوتاه، اما پرماجرا از تاريخ انقلاب بسته شد و فصل ديگرى با ماجراها و حوادثى بيشتر آغاز گرديد.
مرحله چهارم: انقلاب سوم
عزل بنىصدر از مقام رياستجمهورى آخرين سنگر اجرايى را از نيروهاى ليبرال گرفت و به حضور آنها در حاكميت بهطور كامل پايان داد. اين امر موجب گرديد همه اميدهايى كه ضدانقلاب داخلى و قدرتهاى استكبارى براى بهدست گرفتن قدرت از طريق سياسى پيدا كرده بودند به يأس تبديل شود. از اين ميان و بيش از همه اين امر براى سازمان مجاهدين خلق غيرمنتظره و شگفتآور بود كه چگونه به سادگى مىتوان رئيسجمهورى را كه با قريب يازده ميليون رأى انتخاب شده، معزول ساخت. عزل بنىصدر نه تنها هيچگونه اعتراض و عكسالعملى را به دنبال نداشت، بلكه موجبات شادى و شعف همان افرادى را فراهم آورد كه به او رأى داده بودند.
اشتباه عمده ليبرالها، بنىصدر و همچنين سازمان مجاهدين خلق در اين بود كه تصور مىكردند واقعاً وى مستقل از مقام رهبرى انقلاب از پايگاه مردمى ويژهاى، برخوردار است و با اين پشتوانه عظيم مردمى، مىتواند در مقابل روحانيت و حتى رهبر انقلاب بايستد و همانطور كه دكترمصدق توانست آيتالله كاشانى را از صحنه خارج و منزوى كند، اينان نيز
[١]. همان، ج ١٥، ص ١٠.