انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٩٨
انسان والا با مجموعهاى از خصوصيات بارز يك مسلمان ايدهآل ساخت. امام يكى از رهبرانانقلابى نادرالوجودى بود كه با سادهترين شيوه و بدون هيچگونه تجمل و تشريفات، زندگى مىكرد.
اولين دروسى كه ايشان در حوزه قم تدريس مىكردند، فلسفه و عرفان بود. جلسات درس ايشان از دانشپژوهان مملو مىشد. ايشان كتابهاى متعددى چه در قالب متن و چه در قالب حاشيه بر متون موجود، نوشتهاند كه قسمت عمده آنها به دستور خود ايشان منتشر نشده است. اما در فقه نيز كتابهايى به رشته تحرير درآوردند.
در سال ١٣٢٣، امامخمينى در پاسخ به كتاب اسرار هزارساله حكمىزاده كتابى به عنوان كشف اسرار نوشت. امام در اين كتاب صراحتاً، رژيم رضاخان را مورد انتقاد قرار داد و بهويژه مسئله تسليم پذيرى وى در مقابل قدرتهاى خارجى را مورد حمله قرار داد.
نوع برخورد امام با رژيم، رويهاى كاملًا غيرسازشكارانه و راديكال بود. اين رويه نه تنها از نظر رژيم پهلوى غيرقابل بخشايش بود، بلكه خوشايند بسيارى از رجال حوزه علميه قم هم نبود. زيرا حوزه علىرغم همه قدرتش در آغازِ امر براى حفظ موجوديت خود تلاش مىكرد. در دورهاى كه آيتالله بروجردى مرجعيت تام داشت، امام از نزديكان و مشاوران وى محسوب مىشد ولى اين موضوع لزوماً بدان معنا نبود كه نظرات ايشان در حلقه مشاورين مرحوم بروجردى نظرات مسلطى باشد. تا زمانى كه آيتالله بروجردى در قيد حيات بود، امام مستقيماً بهعنوان يك چهره سياسى- مذهبى شناخته نشده بود. در پى درگذشت آيتاللهبروجردى و چند ماه بعد آيتالله كاشانى، شاه چهره خود را بهگونهاى آشكارتر نشان داد. او مىخواست با استفاده از خلأ موجود اقداماتى را كه با موازين شرعى و مذهبى تطبيق نمىكرد به انجام رساند. در اين لحظات حساس امام وارد صحنه شد و ضمن مخالفت با قانون انجمنهاى ايالتى و ولايتى،[١] مبارزهاى بىامان را با رژيم شاه آغاز كرد و زمانى كه از اندرز و نصيحت نتيجه نگرفت با حمله مستقيم و انتقادات بىواسطه از رژيم شاه، سنت تقيه را شكست و
[١]. بر اساس اين قانون دولت وقت تغييراتى را به وجود آورد كه با موازين شرعى مغايرت داشت، براى نمونه شرط مسلمان بودن از شرايط انتخابشوندگان انجمنها حذف شد و به جاى سوگند به قرآن مجيد، سوگند به هر كتاب آسمانى ديگرى، معتبر شناخته شد.