انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٩٣
كه از طريق مردم مسلمان و معتقد تأمين مىشود. بهطور طبيعى استقلال مالى از نظام سياسى و تأمين معاش توسط مردم، به روحانيان شيعه كمك كرده است كه بتوانند فارغ از هر نوع نگرانى و دغدغه، فعاليتهاى سياسى- مذهبى خود را بر پايه خواستههاى توده مردم انجام دهند. در اينجا ذكر دو نكته ضرورى است:
يك. روحانيت غالباً سعى كرده است زندگى ساده و دور از تجملى براى خود فراهم كند كه اين خود موجب استغنا و بىنيازى و آزادگى او شده است.
دو. تأمين معاش آنها به طبقات مرفه و ثروتمند جامعه بستگى ندارد، بلكه اكثراً از طريق تودههاى فقير، طبقات متوسط و پايين متحقق مىشود كه با توجه به اعتقادات محكم مذهبى، خود را موظف به پرداخت وجوهات شرعى مانند خمس و زكات، نذورات و غيره مىدانند و تأمينكننده نيازهاى محدود روحانيان مىباشند.
٣. ايجاد ارتباط: در مكتب تشيع باب اجتهاد همچنان مفتوح مانده است و اين خود نه تنها موجب رشد و شكوفايى فقه شيعه شده، بلكه مسئله اجتهاد و تقليد را ضرورت و اهميتى خاص بخشيده است. انسانهاى مسلمان بايد يا خود مجتهد و آگاه به مسائل فقهى باشند و يا اينكه از مجتهدين و فقهاى جامعالشرايطى كه به مرجع تقليد معروف هستند و صاحب رسالههاى عمليه مىباشند، تقليد نمايند. طبيعى است كه بهخاطر عدم دسترسى همه مردم در نقاط مختلف به مراجع تقليد، روحانيان نقش رابط و منتقلكننده افكار و نظريات مراجع را به مردم داشتهاند و بدون آنكه سلسله مراتبى خاص بهوجود آورند، بهعنوان واسطه ميان رهبران بزرگ مذهبى و مردم نقشى مهم بر عهده گرفتهاند. آنها نظرات و فتواهاى مراجع را در مساجد و بر منابر، براى مردم بازگو مىنمايند و متقابلًا مسائل و مشكلات مردم را به رهبران مذهبى منتقل مىكنند.
با توجه به موارد فوق، روحانيان شيعه توانستند با كسب قدرتى ويژه، نقشى حساس و مهم در حركتهاى سياسى- اجتماعى قرن اخير ايفا نمايند. بههمين دليل هر زمان روحانيان شيعه ايران با قدرت سياسى حاكم به مبارزه پرداختهاند، قدرت سياسى نبرد را باخته است. قدرت روحانيان قابل قياس و برابرى با قدرت رهبران سياسى غيرمذهبى نيست و همين امر موجب برانگيختن رشك و حسد آنها شده است و در عين نيازى كه به آنها داشتهاند هر زمان كه