انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٨٠
موقعيتهاى استراتژيك و حساس خود و در جنگها و زد و خوردهاى متعدد خود از اين مردم، ملّتى صبور، پرتحمل، مقاوم و باتدبير ساخته كه با همين خصلتها توانسته است در گرداب حوادث و پيچ و خمهاى پرماجراى تاريخ، موجوديت خود را حفظ نموده، پيشرفتنمايد.
در اثر هجوم فرهنگى، سياسى و نظامى اروپائيان در طول دو قرن اخير، حوادثى در تمام جهان اسلام و منطقه خاورميانه رخ داده كه در ايران نيز بازتاب و تأثير عميق و وسيعى داشتهاست.
افول تدريجى قدرت دولتهاى مقتدر اسلامى زمينه را براى نفوذ استعمارگران غربى فراهم كرد و در واقع موجب اصطكاك مجدّد با تمدن رقيب شد. تمدن و فرهنگ اسلامى، كه به قول آرنولد توينبى در حال دفاع از خود بود و تمدن غرب كه در حال احيا و بيدارى و آماده حمله بود با يكديگر برخورد كردند كه اين برخورد نهايتاً بر اثر ضعف جوامع اسلامى و از خود بيگانگى آنها منجر به تفوّق و برترى فرهنگى- سياسى غرب شد.
اين امر در روحيات و رفتار مردم ايران نيز مؤثر شد. بخش عظيمى از جامعه، بهخصوص تودههاى مردم و طبقات فقير و محروم شهرى و روستايى كه سخت پاىبند عقايد و سنتهاى مذهبى خود بودند و اينك عقايد خود را در خطر مىديدند، خود را از فعاليتهاى سياسى- اجتماعى كنار كشيدند و با توسل به جنبههاى خاصّى از مذهب از قبيل رعايت تقيّه، روحيه انزواطلبى را پيشه خود كردند و در مقابل حوادث و وقايع اجتماع بىتفاوت ماندند. قشر كوچكى از جامعه كه عمدتاً داراى تحصيلات و آگاهى كافى بود و نمىتوانست در قبال حوادثى كه در اجتماع رخ مىداد، بىتفاوت باشد بهويژه تحصيلكردگان در اروپا، بر اثر مشاهده پيشرفتهاى علمى و صنعتى جوامع غربى و زرق و برق مادى آنها، سخت شيفته و مجذوب شدند و راه علاج مشكلات ملت خود و جبران عقبافتادگىهاى اجتماعى جوامعاسلامى را در اين ديدند كه ارزشهاى فرهنگى- مذهبى خود را رها كنند و جامعهاى جديد بر پايه و اساس معيارهاى نوين غربى بنا نمايند. اين عده خود به دو دسته تقسيممىشدند:
دسته اول كه تحتتأثير ليبراليسم و انقلاب فرانسه قرار گرفته بودند به پيروى و تقليد