انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٧٨
يافتند،[١] اين مردم كه طبعاً باهوش بودند و سابقه تمدنى و فرهنگى بزرگى داشتند، قبل از آنكه مجذوب و مرعوب قدرت قاهره لشكريان اسلام شوند، به روح و معناى اسلام توجه داشتند و به همين دليل علاقه آنها به خاندان نبوت و رسالت بيش از هر ملت ديگرى است. لذا از ميان مذاهب مختلف اسلامى، مذهب شيعه را انتخاب كردند و عموماً از فقه جعفرى، پيروى نمودند. پيروى از ائمه طاهرين (عليهم السلام) در ميان ايرانيان ريشهدوانيد، زيرا آنها روح اسلام را در نزد خاندان رسالت يافته، آن را پاسخگوى پرسشها و نيازهاى واقعى خود دانستند.
اما ايرانىها در عين استقبال از اسلام نه از نظر سياسى و نه از نظر فرهنگى، مقهور اعراب نشدند و استقلال فرهنگى خود را از دست ندادند و كماكان در حفظ آن كوشيدند. ايرانىها برخلاف مصرىها كه هم اسلام و هم زبان عربى را پذيرفتند، زبان ملّى خود را حفظ نمودند و با استفاده از زبان عربى، زبان فارسى را غنىتر كرده و همچنان فارسىزبان، باقىماندند.
ايرانيان در اواخر حكومت عباسيان، خود را از سلطه خلفاى عرب كه بهنام اسلام حكومت مىكردند ولى برخلاف تعاليم واقعى آن عمل كرده و از اسلام فاصله زيادى داشتند، رها كردند و با آنها به ستيزه پرداختند و نگذاشتند كه اعراب بر اساس سنتهاى نژادپرستانه خود و بهنام اسلام با آنها همچون موالى رفتار كنند. طى اين دوره طولانى هزار و چهارصد ساله كه ايرانىها با اسلام بهسر بردند و آن را در آغوش گرفتند، اين دين در متن زندگى آنها رسوخ كرد و جزئى از زندگى فردى و اجتماعى آنها شد. با آداب آن پرورش يافتند، زندگى كردند، تشكيل خانواده دادند، فرزندان خود را تربيت كردند و روابط خصوصى و اجتماعى خود را شكل دادند و اموات خود را به خاك سپردند. تاريخ، ادبيات، سياست، قضا، فرهنگ و تمدن، شئون اجتماعى و بالاخره همه چيز آنها چنان با اين دين عجين شد كه اسلام، بخش عمده و اصلى و لاينفك ارزشهاى مسلط بر جامعه آنان را تشكيل داد. ناگفته نماند كه ايرانىها هم متقابلًا توانستند خدمات ارزندهاى در رشد و شكوفايى و بارورى تمدن اسلامى و ترقّى، تعالى و نشر تعاليم آن آيين بزرگ ارائه دهند.[٢] نفوذ عميق اسلام، در ميان اقشار و گروههاى
[١]. براى تفصيل اين مبحث بنگريد به: مرتضى مطهرى، خدمات متقابل اسلام و ايران.
[٢]. همان.