انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٧٠
اعتماد كندى را به خود جلب كند و برنامههايى را كه كندى مىخواست بهدست امينى انجام شود، خود تقبل نمايد.
شاه پس از بازگشت از آمريكا بهتدريج موانعى در راه پيشرفت كار امينى فراهم ساخت و او را در مرداد همان سال وادار به استعفا كرد.
يكى از برنامههايى كه آمريكايىها طراحى كرده بودند و دولت امينى را به اجراى آن توصيه و تشويق مىنمودند، اصلاحات ارضى بود. شاه براى اينكه ريزهخوار حكومت امينى نباشد و خود را مبتكر فكر اصلاحات ارضى و ساير برنامههاى اصلاحى معرفى نمايد، طرحهاى ديگرى را نيز كه مورد علاقه آمريكايىها بود ضميمه برنامه اصلاحات ارضى كرد و مجموعه اين برنامهها را تحت عنوان «انقلاب سفيد» طى رفراندومى فرمايشى به تصويب ملى رساند.
شاه تصور مىكرد با تعيين دولتى مطيع و مورد اعتماد و طرح انقلاب سفيد، پشتيبانى اكثريت مردم و مهمتر از همه حمايت آمريكايىها را كه به مهمترين عامل متنفذ خارجى درايران تبديل شده بودند را به خود جلب كرده است. شاه خود را در اوج قدرت و حكمرانىبلامنازع مىدانست. با افزايش كمكهاى نظامى آمريكا و تقويت ارتش، مخالفان سياسى شاه، از جبههملى گرفته تا حزب توده، بهكلى خنثى و بلااثر شده بودند.
شاه كه خود را در اين زمان يكهتاز ميدان مىديد و ديگر كسى را جلودار خود تصور نمىكرد بهتدريج تمام قوا را در سلطه خود گرفت و به يك سلطان مستبد و مطلقالعنان تمام عيار مبدّل گرديد. وى با اتكاى روزافزون خود به آمريكا، بهخصوص در دوران رياستجمهورى جانسون و نيكسون كه با او روابط نزديك و صميمانهاى داشتند، توانست پايههاى قدرت خود را محكمتر سازد.[١]
[١]. ذكر اين نكته ضرورى است كه نفوذ روزافزون آمريكا در ايران، بعد از كودتاى ٢٨ مرداد ١٣٣٢، به معناى جايگزينى اين قدرت بزرگ غربى در ايران به جاى دولت استعمارگر انگليس نيست، بلكه بيشتر در جهت تغيير تاكتيك انگليسىها مبنى بر عدم حضور علنى در صحنه سياست طراحى و اجرا شد. ساختار دولتى ايران و دولتمردان حاكم در تمام دوران حكومت پهلوى تقريباً دستنخورده باقيماند و تا سقوط اين رژيم در ٢٢ بهمن ١٣٥٧ حفظ شد. اين بافت سياسى بهطور عمده تحت سلطه و نفوذ انگليس و شبكه فراماسونرى و حافظ منافع اين دولت بودند و دولت آمريكا هيچگاه نتوانست در اين ساختار رسوخ و آن را تسخير نمايد لذا به ناچار با تكيه بر همين ساختار و با تفاهم با دولت انگليس در ايران عمل مىكرد. براى مطالعه بيشتر بنگريد به: منوچهر محمدى، مرورى بر سياست خارجى دوران پهلوى.