انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٦٩
اعتماد شاه بود به نخستوزيرى رسيد و دو سال بعد دكترمنوچهر اقبال كه خود را غلام خانهزاد شاه مىدانست و از هر لحاظ مطيع و فرمانبردار شاه بود به جانشينى علاء منصوب شد. در دوران نخستوزيرى اقبال كه قريب چهار سال به طول انجاميد دولت مجرى دستورات شاه و كاملًا تحتفرمان او بود و مجلس فرمايشى هم مسلماً قدرت و اختيارى نداشت.
در سال ١٣٣٩ همزمان با تحولاتى كه در صحنه سياست بينالمللى بهويژه در سياستهاى جهانى آمريكا روى داد، شاه نيز ناچار شد در روش حكومت خود تجديدنظر كند و براى اينكه ظاهر دنياپسندترى به رژيم خودكامهاش بدهد، اقبالْ نخستوزير و علم وزيردربار خود را به تشكيل دو حزب سياسى رقيب به نامهاى «مليون» و «مردم» ترغيب كرد. با اينكه همه مىدانستند هر دو حزب از يك سرچشمه سيراب مىشوند، رقابت اين دوحزب در انتخابات پارلمانى و تلاش اقبال براى ادامه حكومت از طريق بهدست آوردن اكثريت در پارلمان، جنجال سياسى بزرگى به راه انداخت و شاه مجبور به ابطال انتخابات شد. اقبال از نخستوزيرى كنارهگيرى كرد و دومين انتخابات پارلمانى براى دوره بيستم مجلسشوراىملى در اواخر ١٣٤٠ انجام گرفت. در اين هنگام «كندى» در آمريكا رئيسجمهور شد و سياست داخلى و خارجى آمريكا در آستانه دگرگونى خاصى قرار گرفت. گرايش سياست آمريكا به طرف ليبراليسم در رويّه آمريكا نسبت به ايران نيز تأثير گذاشت و سردى روابط «كندى» با شاه كه به اعمال اختناق و ديكتاتورى متهم شده بود، موجب بروز تشنجاتى در ايران شد كه به سقوط دولت شريف امامى و روى كارآمدن دكترعلى امينى منجر گرديد.
دكترامينى خود را بهعنوان فرد مورد اعتماد حكومت جديد آمريكا مطرح نموده بود. بهطورىكه شايع شده بود وى با توصيه و اعمال نفوذ مستقيم آمريكايىها به نخستوزيرى منصوب شده است. كندى نيز در مهمانى رسمى كه هنگام مسافرت شاه به واشنگتن در ارديبهشت ١٣٤١ به افتخار وى ترتيب داده بود، با بهكاربردن عبارت «نخستوزيرى شايسته و لايق» به اين شايعه دامن زد. علىرغم اين حمايتهاى لفظى، دولت آمريكا از اعطاى كمكهاى اقتصادى به امينى امتناع مىكرد و موجبات سقوط او فراهم مىشود. شاه كه پس از بيست سال سلطنت، بازىهاى سياسى را آموخته بود در جريان اين مسافرت موفق شد