انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٦٠
بلشويكى جديد روسيه در اين منطقه فراهم آورند. رضاخان در اين جريان توجه انگليسىها را به خود جلب كرد و با توصيه آنها به فرماندهى قسمتى از نيروهاى قزاق گمارده شد.
دولت استعمارگر انگليس، در اين مرحله از تاريخ ايران به علت ناكام ديدن قرارداد ١٩١٩ (قراردادى كه ايران را به صورت رسمى تحتالحمايه (مستعمره) انگليس در مىآورد) تصميم گرفت با استفاده از شرايط استثنايى و خاص بينالمللى به ويژه سقوط دولت تزارى روسيه و انزواگرايى دولت آمريكا، اهداف استعمارى خود را به شيوهاى ديگر در كشورهاى اسلامى همچون ايران و عثمانى دنبال كند. اتخاذ اين سياست بر اين اساس بود كه با ايجاد دولتى متمركز و خودكامه و به ظاهر مستقل و در عين حال تحتسلطه كامل انگليس و اتخاذ سياست فرهنگى متأثر از غرب با ارزشهاى اسلامى حاكم بر جامعه به مخالفت برخاسته و در عين حال منافع انگليس را نيز حفظ نمايد.
انگليسىها با توجه به ضربهاى كه از نهضت تنباكو خورده بودند و نيز اقتدارى كه در نهضت مشروطه از علماى مذهبى مشاهده كرده بودند و مخالفت آنها را علت اصلى شكست قرارداد ١٩١٩ وثوقالدوله مىدانستند، به اين نتيجه رسيدند كه تنها با حذف قدرت مذهب در جوامع اسلامى و جلوگيرى از دخالت رهبران مذهبى در سياست، مىتوانند منافع استعمارى خود را حفظ نمايند و اين مأموريتى بود كه در كودتاى ١٢٩٩ ش. بر عهده رضاخان گذاشتهشد.
رضاخان با راهنمايى انگليسىها دست به كودتا زد[١] و بر اساس توافق قبلى به جاى بركنارى احمدشاه، به وى پيشنهاد كرد، بين تأييد حكومت كودتا و استعفا يكى را انتخاب كند. شاه قاجار تأييد حكومت كودتا را بر استعفا ترجيح داد، ولى عملًا تمام قدرت و اختيارات خود را از دست داد.
چهار سال بعد، رضاخان كه پايههاى قدرت خود را از هر جهت مستحكم كرده بود و خواست او در تبديل رژيم سلطنتى به جمهورى ناكام مانده بود، تصميم گرفت سلسله قاجار را براندازد و خود را پادشاه قانونى ايران معرفى كند. انتقال سلطنت ظاهراً به شكل قانونى و از
[١]. براى آگاهى از چگونگى انتخاب رضاخان براى كودتا و نقش اردشير ريپورتر در اين امر، بنگريد به: حسين فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوى، ج ٢، ص ١٤٤ به بعد.