انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٥٢
در اكثر انقلابهاى بزرگ و موفق دنيا زمانى كه مخالفين خارجى از انحراف و يا شكست انقلاب از طريق ايجاد تفرقه و حمايت و يا هدايت ضدانقلابيون داخلى مأيوس شدهاند به برخورد نظامى مستقيم دست زدهاند؛ كه البته از اكثر اين برخوردها نتيجه معكوس به دست آمده است، چراكه جنگ خارجى موجبات انسجام جامعه و حمايت بيشتر از قدرت سياسى جديد را فراهم مىآورد و فشار بر سيستم سياسى را از درون كاهش مىدهد.
در اغلب انقلابها علىرغم اينكه گروههاى اجتماعى راديكال، كه انقلاب بر اساس افكار و نظريات آنها تحقق مىيابد، در كانون اصلى مبارزه قرار دارند، اما بلافاصله پس از پيروزى، قدرت را تسخير نمىكنند. در بيشتر انقلابها زمينه موفقيت و كسب حاكميت سياسى براى نيروهاى ميانهرو فراهمتر است، چراكه:
١. ميانهروها از آن گروههاى اجتماعى كمتر وابسته به رژيم گذشته هستند كه سهم عمدهاى نيز در دوام و پاسدارى از آن نداشتهاند و برايناساس در مظان اتهام و طرد فورىنيستند.
٢. ميانهروها با خصلتها و خصيصههاى محافظهكارانهاى كه داشتهاند در عين عدم وابستگى نزديك با سيستم سياسى گذشته، به معارضه جدّى با آن نيز نپرداختهاند و به همين علت تحت تعقيب و فشار نبودهاند و بالعكس با موقعيتهاى اجتماعى معيّن امكان كسب تجربه و تخصص را داشتهاند. اين در حالى است كه گروههاى راديكال كه اغلب جوان مىباشند و دورانى كم و بيش طولانى را در مبارزه با رژيم سياسى به سر بردهاند، كمتر امكان كسب تجربه و تخصص كافى را كه لازمه عهدهدار شدن مسئوليتهاى اجرايى است، داشتهاند.
٣. راديكالها در شرايط اوليه پيروزى، ترجيح مىدهند براى يك دوره انتقالى، مديريت دولت را به ميانهروها بسپارند تا هم از گسيختگى نظام سياسى- اجتماعى و احتمال هرجومرج جلوگيرى كنند و هم خود بتوانند به تعقيب باقيمانده ضدانقلابيون بپردازند و فرصت كافى براى برنامهريزى و شناسايى نيروهاى توانا و وفادار را براى كسب قدرت در دوره بعد داشته باشند.
با اين همه از آنجا كه اكثر ميانهروها همواره ميانهرو باقى خواهند ماند، امكان موفقيت در اداره جامعه بعد از انقلاب را ندارند و ديرى نخواهد پاييد كه در اين تلاش شكست خورده، از