انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٤٤
اين سه حالت بررسى كرد:
١. ايدئولوگ انقلاب يا بنيانگذار مكتب فكرى و طراح ايدئولوژى انقلاب؛
٢. رهبر انقلاب يا قهرمان و فرمانده كل عمليات انقلاب؛
٣. زمامدار حكومت انقلابى يا سياستمدار و معمار جامعه بعد از پيروزى انقلاب.
ايدئولوگ يا راهگشاى فكرى انقلاب نه انتخابى و نه انتصابى است؛ يعنى مردم به خاطر انتصاب وى به اين مقام از وى تبعيت نمىكنند، بلكه بر پايه مقبوليت نظرياتش به او معتقد مىشوند و دعوت او را به خاطر اصالت پيام و حقيقت انديشهاش مىپذيرند. برخورد افراد باايدئولوگ و يا رهبر فكرى انقلاب، همانند برخورد با صاحب يك نظريه علمى يا مكتبفلسفى و يا مذهبى مىباشد. آشنايى و آگاهى مردم نسبت به مكتب و حقانيت آن و تعهد عملى رهبر به ارزشهاى علمى و اخلاقى منجر به ايمان و اعتقاد به وى مىشود كه متعاقباً نوعى ارادت، تعصب، تعهد، همگامى و فداكارى را به دنبال خواهد داشت.
چهره ديگر رهبر، قهرمان يا فرمانده انقلاب است؛ شخصيتى كه در يك جامعه انقلابى، بر اساس ايدئولوژى انقلابى نحوه تحقق و پيروزى سريع انقلاب را طراحى مىكند. چنين رهبرى معمولًا داراى پايگاه اجتماعى ارزشمند و معتبرى است. او غالباً شخصى است كه داراى نبوغ و استعداد و خلاقيت ويژهاى مىباشد و شرايط اجتماعى او را نيز مانند اكثر افراد جامعه از نظام سياسى حاكم منزجر كرده است. چنين فردى با كسب مقبوليت كافى در ميان گروههاى انقلابى به مقام رهبرى دست مىيابد و از آن به بعد نقش مهم و تأثيرگذارى در روند تحولات ايفا مىنمايد.
چهره فرماندهى انقلاب، چهره نيرومندى است كه پس از چهره ايدئولوگ، و پيش از چهره معمار ظهور مىكند. او به كلمات مكتب با توانايى و درايت خود جان مىبخشد و با فكر و انديشه خود، حركتهاى انقلابى را شكل مىدهد. ايدئولوژى انقلاب با وجود او عجين شده است و ايمان و عقيدهاى كه در ايدئولوژى انقلاب، بهصورت «كتاب» بوده است، در وجود او بهعنوان يك «انسان» متبلور مىشود. او «كتاب ناطق انقلاب» و تجسم انسانى يك فكر، و واقعيتعينى آن معنويت ذهنى و «آنچه كه بايد باشد» مىگردد. او استراتژى انقلاب و تاكتيك مبارزه، بسيج نيروها، جبههگيرىها و شعارهاى عملى را تعيين مىنمايد و به ارزيابى