انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢٤٨
انقلابىاش برسد. بنابراين با توجه به عوامل پيروزى انقلاب، آفات مهم و خطرناك انقلاب را مىتوان كنارهگيرى مردم از صحنه، عدم تلاش پىگير در پياده كردن اهداف ايدئولوژيك انقلاب اسلامى، به ويژه با تكيه بر اصول نه بر امكانات و موفقيتها، و همچنين ايجاد تفرقه و تشتت در كادر رهبرى انقلاب، دانست.
به جرأت مىتوان ادعا كرد كه هر زمان صفهاى نماز جمعهها كاهش يابد و خلوت شود و هر زمان در مقابل تحقق معيارها و سمبلهاى اسلامى بىتفاوتى نشان داده شده و رهبران و دولتمردان ما را هواى نفس گرفته و جاهطلبىها و دنياپرستىها، جاى ايثار و تقواى اسلامى را بگيرد، انحراف و شكست انقلاب به دنبال خواهد داشت. كنارهگيرى و انزواطلبى مديران لايق و متعهّد به خاطر منزهطلبى نيز، خود از آفات انقلاب است. چنين افرادى نبايد با احساس مسئوليت شرعى و انقلابى از برخورد با مشكلات و موانع و جوسازىها بهراسند و كماكان بايد در صحنه باشند. در غير اين صورت، امكان نفوذ فرصتطلبها و عوامل ناصالح و نالايق وجود خواهد داشت.
فرصتطلبى را تنها نبايد در وجود اشخاص سودجو و موقعيتشناس و متلونالمزاج كه هر روز خود را به رنگ و طبع مطلوب جامعه در مىآورند و بدين ترتيب منافع شخصى خود را حفظ مىكنند جستجو كرد. (اگر چه اين خود، پديده و آفتى خطرناك است) بلكه نفوذ جريانات فكرى شكستخورده و رسوا شده، خود از آفات خطرناك انقلاب است. اين جريانات فكرى وقتى كه از رو در رويى مستقيم نتيجه نگرفته و شكست مىخورند مسلماً با نفوذ درسيستم و نظام حاكم و بدون شناساندن چهره واقعى خود، افكار انحرافى را نشر و گسترشمىدهند.
در جامعه اسلامى انقلابى ما، دو جريان فكرى خطرناك و منحرف سياسى چپ و راست (ماركسيسم و ليبراليسم)، همچنين جريانات انحرافى مذهبى از قبيل اسلام التقاطى و اسلام غيرسياسى و تخديرى، وجود دارد اگر چه كه در برخورد مستقيم و رويارويى با انقلاب اسلامى شكست خوردهاند و سيستم و نظام و تشكيلات رسمى آنها يا از هم پاشيده و يا رسوا شده است، ولى واقعيت امر اين است كه اكثر سر دمداران آنها بر خط مشى و شيوه فكرى خود باقى ماندهاند و احتمالًا براى بقا و حيات خود و حتى پيشرفت و پيشبرد فكر خود به