انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢٤٢
مؤمن خود در همه سطوح توانست اين حوادث و ضربات ناشى از توطئههاى داخلى و خارجى را تحمّل كند و از كوره حوادث انقلاب آبديدهتر و با صلابت و شكوفايى هر چه بيشتر، بيرونآيد.
تاريخ حوادث اين دو دهه شايد به اندازه تاريخ حوادث يك قرن از شرايط عادى يك كشور پرفراز و نشيب باشد. اميد است تاريخنگاران روزى بتوانند همه اين حوادث را به تفصيل به رشته تحرير درآورند و ابعاد و جوانب آنها را مورد تجزيه و تحليل قرار دهند.
پيروزى انقلاب اسلامى و سرنگونى رژيم شاه و همچنين فايقآمدن بر مشكلات و مصائب بعد از انقلاب، بازتاب وسيعى در سراسر جهان، به ويژه در كشورهاى اسلامى داشت. به طورى كه قدرتهاى بزرگ جهانى، درمانده از اين كه چگونه با اين پديده عجيب و نوظهور قرن بيستم برخورد كنند، ناچار شدند آن را به عنوان يك واقعيت انكارناپذير قبولنمايند.
تشكيل سمينارها و كنفرانسهاى علمى، گردهمايىهاى سياسى در غرب و انتشار مقالات و كتب در زمينه شناخت و نحوه برخورد با انقلاب اسلامى، افزايش روز افزونى پيدا كرده است و خود نشانگر توجّه و نگرانى دشمنان انقلاب اسلامى مىباشد. ولى امروز كمتر كسى از دوستان و دشمنان انقلاب در اين امر ترديد دارد كه اينك انقلاب اسلامى تثبيت شده است و نظام جمهورى اسلامى، ديگر با توطئهها، كودتاها، تجاوزات نظامى، محاصره اقتصادى و ساير ترفندهاى تجربهشده از طرف امپرياليسم و استكبار جهانى قابل شكست و سقوط نيست.
اكثر كشورهاى دنيا با قبول اين واقعيت، روابط سياسى- اقتصادى خود را بر پايه آن و بر اساس دوام طويلالمدت جمهورى اسلامى تنظيم مىكنند.
به نظر مىرسد كه براى قدرتهاى استكبارى جهان، ديگر مسئله نابودى فورى نظام جمهورى اسلامى مطرح نيست بلكه اين مسئله مطرح است كه چگونه اين انقلاب را در داخل مرزهاى خود محصور و محاط نموده، از گسترش آن به ساير جوامع و به ويژه همسايگان آن جلوگيرى نمايند كه در اين خواسته خود نيز توفيقى حاصل نكردهاند. به طورى كه امروزه پديده انقلاب اسلامى كه به عنوان بنيادگرايى اسلامى از آن نام مىبرند به عنوان خطرى جدّى مطرح است و در كشورهاى اسلامى نيز تنها راه مبارزه و نجات از چنگ