انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢١٣
ملىشدن نفت، كودتاى ٢٨ مرداد و حوادث دهه ١٩٥٠ در ايران را مىتوان نام برد. اگر چه بعد از كودتاى ١٣٣٢ ش در ايران اين كشور به عنوان جزئى از بلوك غرب شناخته شد و با عضويت خود در پيمانهاى نظامى، سياسى و اقتصادى غرب، جزء لاينفك آن تلقى گرديد، معهذا با توجه به موقعيت فوقالعاده استراتژيك ايران و دارا بودن متجاوز از ٢٥٠٠ كيلومتر مرز مشترك با ابرقدرت شرق، شوروى نمىتوانست نسبت به مسايل ايران بىتفاوت بماند و عموماً در زمينه مسايل و سياست خارجى ايران عكسالعمل نشان مىداد.
در آغاز نهضت اسلامى به رهبرى امام خمينى (قدس سره) و اوج گيرى آن در ١٥ خرداد ١٣٤٢، با وجود اين كه عمدتاً لبه تيز حملات امام (قدس سره) متوجّه آمريكايىها بود، موجب نشد كه اتحاد جماهير شوروى در قبال اين نهضت موضع مثبت بگيرد و به حمايت از اين حركت ضدآمريكايى برخيزد، روسيه شوروى نه تنها چنين حمايتى از نهضت ننمود، بلكه در كمال تعجّب مشاهده شد كه همچون ايالات متحده آمريكا نسبت به اين قيام مردمى موضع منفى اتخاذ كرده است. اين امر ناشى از دو مسئله بود:
١. ماهيّت دينى و اسلامى نهضت. با توجه به اين كه شرق و غرب علىرغم اختلافاتشان در برخورد با نهضتهاى دينى به ويژه اسلامى موضع مشترك دارند.
٢. حضرت امام (قدس سره) در همان آغاز حركت، موضع خود را درباره اين دو قطب اعلام نمود و آن جمله معروف را گفت كه «آمريكا از انگليس بدتر، انگليس از آمريكا بدتر، و شوروى از هر دو بدتر همه از هم پليدتر اما لكن امروز سر و كار ما با اين خبيثهاست، با آمريكاست».[١] و يا اين مطلب كه: «ما با كمونيزم بينالملل به همان اندازه در ستيزيم كه با جهانخوارن غرب به سركردگى آمريكا».[٢] اين جملات براى دو ابرقدرت اين پيام را داشت كه هر دو از اوجگيرى و پيروزى اين نهضت متضرّر شدهاند و اين انقلاب برترى آنها را در نظام جهانى به چالش مىكشد.
با اوجگيرى انقلاب اسلامى در سالهاى ١٣٥٦ و ١٣٥٧ و طرح شعار «نه شرقى، نه غربى، جمهورى اسلامى»؛ حمايت بىدريغ دو ابر قدرت از رژيم شاه و تداوم اين حمايتهاى
[١]. سيد روحالله موسوى خمينى( امام)، صحيفه نور، ج ١، ص ١٠٥.
[٢]. همان، ج ١٢، ص ١٩.