انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢١٢
آينده نيز به خاطر نفت، حمايت از اسرائيل و موقعيت استراتژيك منطقه از اين اقدامات و تلاشها فروگذار نخواهند كرد و انقلاب اسلامى و نظام برخاسته از آن بايد خود را براى مقابله با بحرانسازىهاى غرب به ويژه آمريكا در اين منطقه همچنان آماده نگهدارد.
مرحله سوم: انقلاب اسلامى و تحولات جهانى
تأثير و بازتاب انقلاب اسلامى در اين دو دهه تنها محدود به داخل ايران و يا منطقه خاورميانه و جهان اسلام نبوده است، بلكه به نظر مىرسد اين انقلاب توانسته بر مسايل و تحولاتى فراتر از منطقه و به ويژه بر نظام بينالملل نيز تأثير بگذارد.
نبايد فراموش كرد كه انقلاب اسلامى زمانى در كشور ايران اتفاق افتاد كه نظام دو قطبى بر جهان حاكم بود و دنيا به دو بلوك بزرگ شرق و غرب تقسيم مىشد و دو ابر قدرت جهان به نام ايالت متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروى، رهبرى و هدايت اين دو بلوك را برعهده داشتند؛ اگر چه اتحاديه كشورهايى به نام جهان سوم و يا كشورهاى غيرمتعهد در سال ١٩٥٧ به وجود آمد و به تدريج شكل گرفت ولى هرگز نتوانست تأثيرى بر نظام دو قطبى و قانونمندى آن بگذارد.
از زمان ايجاد نظام دو قطبى بعد از جنگ جهانى دوم، اين قانونمندى مطرح بود و عملًا تجربه مىشد كه هر حادثه و تحولى در دنيا اتفاق بيفتد و يا هر تغييرى در نظامهاى ملى به وجود آيد مىتواند توازن قوا را به نفع يا به ضرر يكى از دو بلوك تغيير دهد و بنابراين تقابل دو ابرقدرت در شكلگيرى و روند آن حادثه به خوبى قابل ملاحظه مىباشد. تجربه تاريخ چهل ساله نظام دو قطبى مؤيّد اين نظر است.
پيروزى انقلاب چين در ١٩٤٩، جنگ كره در ١٩٥٢، كودتاهاى نظامى در خاورميانه عربى، انقلاب كوبا، بحران مجارستان و ديوار برلين، بحران موشكى كوبا و همچنين جنگ ويتنام از جمله اين حوادث و اتفاقات بود كه دو ابرقدرت به حمايت يكى از دو طرف ماجرا پرداختند و با يكديگر روبهرو شده بودند.
ناگفته نماند كه رقابت دو ابرقدرت حتى در حوادث و تحولات ايران قبل از انقلاب نيز به عيان مشاهده مىگرديد. منجمله ادامه اشغال آذربايجان توسط نيروهاى روسى، نهضت