انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢٠٨
نهايتاً در سال ١٣٥٨ شمسى در كمپديويد خود را از جرگه حاميان نهضت فلسطين خارج نمود و دست دوستى و مودّت به اسرائيل داد. با فرمان و دستور حضرت امام و به عنوان عكسالعملى در قبال اين خيانت، روابط ايران و مصر بلافاصله قطع گرديد. فلسطينىها اگر چه مصر را به عنوان پيشقراول و حامى جنبش خود از دست دادند ولى پيروزى انقلاب اسلامى و سقوط رژيم شاه كه از حاميان جدّى اسرائيل بود، براى آنها ارمغان بهترى آورد.
ياسر عرفات رئيس سازمان آزادىبخش فلسطين اولين كسى بود كه بعد از پيروزى انقلاب به ايران سفر كرد و مورد استقبال وسيع مردم و رهبران انقلاب قرار گرفت. شعار «امروز ايران، فردا فلسطين» در اغلب تجمّعها بعد از انقلاب شنيده مىشد. ياسر عرفات تصور مىكرد كه مىتواند از انقلاب اسلامى و مردم ايران به عنوان پشتوانه و يك اهرم و وسيله در جهت خواستههاى خود استفاده نمايد، ولى او غافل از اين بود كه انقلاب اسلامى و رهبر آن امام راحل (قدس سره) در برخورد با مسئله فلسطين خود، داراى نقطه نظرات و برنامههايى هستند كه ضرورتاً با برنامههاى عرفات تطبيق نمىكند و با وجود آن كه جمهورى اسلامى محل سفارت اسرائيل را در اختيار نماينده عرفات گذاشت تا سفارت فلسطين را برپا نمايد، به زودى اختلافنظر عرفات و يارانش با رهبران انقلاب اسلامى آشكار گرديد و عرفات به ضدانقلاب و دشمنان انقلاب اسلامى همچون سازمان مجاهدين خلق و رژيم عراق روى آورد و شيوه سازشكارى او- كسى كه خود رهبر يك سازمان چريكى بود به تدريج- آشكار گرديد. كسى كه معتقد بود بايد اسرائيلىها را به دريا ريخت به تدريج از مواضع خود عقبنشينى كرد و دست در دست دشمنان قسم خورده ملت فلسطين گذارد و به اميد حمايت آمريكا و اين كه بتواند به قول خودش «بر پشت الاغى هم كه شده دولت فلسطين را تشكيل دهد» قدم به قدم به سازش كشيده شد.
دهه دوم انقلاب اسلامى با سازش خفتبار عرفات و پذيرش عهدنامه اسلو آغاز گرديد. انقلاب اسلامى مخالفت جدّى خود را با طرحهاى سازشكارانه اعلام داشت و اين در حالى بود كه اكثر دولتهاى عربى و اسلامى به اين سازش تن در داده بودند.
از ديدگاه رهبران انقلاب و نظام جمهورى اسلامى، موضوع فلسطين در واقع موضوع