انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ٢٠٦
اين سياست تا زمان خروج نيروهاى شوروى از افغانستان در سال ١٣٦٨ ادامه داشت. فروپاشى اتحاد جماهير شوروى و خروج نيروهاى روسى از افغانستان كه مىتوانست خود پيروزى بزرگى براى ملت افغانستان باشد و آنها را از سيطره قدرتهاى خارجى آزاد كند، معالأسف به علت تضادهاى قبيلهاى، قومى و مذهبى زمينهساز بروز بحرانهاى جديد داخلى گرديد كه نه تنها براى اين ملت، امنيت و آرامش را به ارمغان نياورد، بلكه زمينهساز دخالت قدرتهاى غربى شد و پديده نوظهور «طالبان» را نيز با خود همراه داشت.
مىگويند «طالبان» يا طلبههاى مذهبى، كسانى هستند كه در پاكستان و عربستانسعودى آموزشهاى دينى و نظامى ديدهاند و عمدتاً از ميان قوم پشتون انتخاب شدهاند كه از اقوام بزرگ افغانستان هستند. اين قوم در پاكستان نيز داراى قدرت، موقعيت و نفوذ قابل توجهى مىباشد و حتى ادعاهايى براى ايجاد دولت پشتونستان و استقلال قسمتى از پاكستان، مطرح مىكند.
اين گروه با حمايت ژنرالهاى باقيمانده از رژيم كمونيستى افغانستان و با كمكهاى مالى وسيع عربستان و ايالات متحده و با پشتوانه استراتژيك پاكستان، توانست بر بخش عمدهاى از خاك افغانستان تسلط پيدا كند. در سال ١٣٧٦ در برخورد بىرحمانهاى كه به قتل عام ديپلماتهاى ايرانى در مزار شريف منجر شد، طالبان خطر رويارويى و درگيرى با ايران را پذيرفت. اين واقعه مىتوانست نهايتاً به درگيرى جمهورى اسلامى با پاكستان و احتمالًا دخالت آمريكا بيانجامد كه تدبير خردمندانه مسئولين نظام از چنين برخوردى جلوگيرى كرد. در عين حال علىرغم اين كه طالبان بر بخش مهمى از خاك افغانستان سلطه پيدا نموده است به دو جهت نتوانسته موقعيت خود را به عنوان يك دولت، در جامعه بينالملل به رسميت بشناساند:
اول اينكه تلقى متحجّرانه طالبان از اسلام براى مسلمانهاى دنياى امروز نامأنوس و غيرقابل قبول مىباشد و با توجه به اين كه احتمال تغيير روش و سياست در افكار رهبران اين گروه، ضعيف مىباشد، بعيد به نظر مىرسد كه در آيندهاى نزديك بتواند مقبوليت و رسميت پيدا نمايد.
دوم آنكه به استثناى پاكستان، بقيه دولتهاى همجوار مانند ايران، تركمنستان،