انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٧
كنند كه بالاترين مقامات انقلاب همچون رجايى و باهنر را با شيوههايى ناجوانمردانه به شهادت رسانند. آنها جنگهاى داخلى و خارجى برپا كردند، محاصرههاى اقتصادى بر كشور تحميل نمودند و كودتا به راه انداختند، با اين وجود نتوانستند در اساس انقلاب خلل و انحرافى ايجاد كنند و آن را به شكست بكشانند.
٧. اين انقلاب عرف نظام بينالملل بعد از جنگ جهانى دوم را بر هم ريخت و دو ابرقدرتى را كه تصور مىرفت دشمنى آشتىناپذيرى با هم دارند، به هم نزديك كرد؛ بهطورى كه نه تنها در دوران شكلگيرى انقلاب، موضع واحدى اتخاذ كردند بلكه بعد از آن هم بهويژه در دوران تجاوز عراق به ايران و در حمايت از عراق از هيچگونه كمكى به او دريغ نورزيدند. اين روند تا فروپاشى نظام دو قطبى ادامه داشت. زمانى كه آمريكايىها سعى داشتند نظام تكقطبى را بر جهان تحميل كنند، مخالفت و تمرد انقلاب اسلامى موجب شد اين نظام نوين جهانى پيش از آن كه شكل بگيرد، متلاشى و خنثى شود.[١]
٨. اين انقلاب در روند نهضتهاى آزادىبخش نيز آثار مهمى بر جاى گذاشت. نهضتهايى كه با تكيه بر ارزشهاى سوسياليستى و يا ناسيوناليستى، مردم تحتستم منطقه را به خود اميدوار و مشغول كرده بودند از رونق افتادند و رهبران آنها در نزد تودههاى مردم بىاعتبار شدند و افرادى چون ياسرعرفات نيز چهرهاى سازشكار، آويخته به دامان امپرياليسم آمريكا و تسليم در مقابل آن معرفى شدند.
٩. دو سال از پيروزى انقلاب نگذشته بود كه جرقّههاى آن در لبنان، از جوانهاى مظلوم و محروم جنوب اين كشور، بمبهايى متحرك ساخت و براى اشغالگران اسرائيلى و حاميان خارجى آنان- همچون انگليس، فرانسه، ايتاليا و مهمتر از همه آمريكا كه هر كدام در اين كشور كوچك پايگاه نظامى براى خود ايجاد كرده بودند- آنچنان جهنمى ساخت كه همه آنها بدون اخذ هيچگونه امتياز و بدون امضاى هيچ موافقتنامهاى وادار به فرار از صحنه و
[١]. كسينجر در اين رابطه مىگويد:« خاورميانه با چهار شكل روبهرو شد كه اول در راديكاليزم شيعه، دوم در بنيادگرايى اسلامى، سوم در انقلاب ايران و چهارم در امپرياليزم شوروى، متبلور مىشود ... نسبت به كشورهاى خليج( فارس) خطر مستقيم انقلاب ايران خطر درازمدت اتحاد جماهير شوروى را تحتالشعاع خود قرار داده است ... ايران همواره كابوسهاى اعراب را بر مىانگيزد.»( نشريه مطبوعات جهان، ش ٣٠ به نقل از الدّستور، ٥ ژوئيه ١٩٨٢.)