انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٥٠
صراحت اعلام كردند كه ما با كسى ائتلاف نداريم. هر كسى كه حرف مردم را مىزند با ماست وگرنه، با ما نيست.[١]
ثانياً همه گروهها چه مكتبى و چه غيرمكتبى در مورد سرنگونى شاه كه خواست همه مردم بود، توافق داشتند و براى اينكه بعد از سقوط رژيم بتوانند در فرصت مناسب در جهت برقرارى نظام مطلوب خود، اقدام كنند بر نيّات اصلى خود سرپوش نهاده بودند و بدون طرح شعارهاى واقعى خود، به مردم پيوسته بودند. با توجه به مراتب فوق در واقع انقلاب در اثر ائتلاف گروههاى مختلف پيروز نشد بلكه برخلاف نظر بازرگان، اكثر مردم انقلابى چه قبل و چه بعد از انقلاب، هم وحدت و هم مكتب داشتند و در سايه اتحاد و يگانگى خود و پذيرش رهبرى امام و قبول اصل ولايتفقيه، توانستند در مقابل همه توطئهها و بحرانها مقاومت نمايند و بر آنها فائق آيند.
ايراد ديگر مهندس بازرگان اين بود كه روحانيان و رهبران انقلاب از ميانهروها بهعنوان پلكان ترقى استفاده كردند و اين را در پاسخ گفته آيت الله بهشتى و آيتالله خامنهاى ابراز مىدارد كه گفته بودند در آن شرايط كس ديگرى را كه براى حكومت مناسب باشد نمىشناختيم. البته اين امرى بديهى و كاملًا قابل درك بود و اگر آقاى بازرگان آن زمان هم از رهبران انقلاب مىپرسيدند كه چرا ما را انتخاب كردهايد با همين پاسخ مواجه مىشدند و مسلماً اگر افراد مناسبتر و شناختهشدهترى در آن شرايط خاص پيدا مىشد بىشك، رهبران انقلاب به سراغ ميانهروهاى ليبرال نمىرفتند.
[١]. ايشان در مصاحبه با خبرنگار راديو و تلويزيون آلمانى زبان سوئيس در تاريخ ٢٤/ ٨/ ٥٧ چنين مىگويند:
- حضرت آيتاللّه با كريم سنجابى از جبهه ملى در پاريس بحث مهمى داشتيد. آيا با اين حزب سياسى مشتركاً مبارزه خواهيد كرد؛ يعنى ائتلاف مىكنيد؟
- من مسايل و مطالبى داشتم و امكان ندارد يك قدم از آنها برگردم. به ايشان گفتم ما با جبهه خاصى ائتلاف نداريم. همه ملت با ما و ما با همه ملت هستيم و هر كس اين مطالبى كه ما داريم و عبارت است از استقلال مملكت و آزادى همه جانبه و جمهورى اسلامى كه قائممقام رژيم سلطنتى است، هر كس با اينها موافقت كند از گروه ماست و از ملت است و اگر موافقت نكند بر خلاف مصالح اسلام و ملت گام برداشته است و ما هيچ ربطى با او نخواهيم داشت و آنهايى كه با ما موافقت كنند ما هم با آنها همصدا خواهيم بود، لكن ربط خاصى با كسى نداريم.( سيد روحالله موسوى خمينى( امام)، صحيفه امام، ج ٤، ص ٥٠١.)