انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٤٩
اشغال سفارت آمريكا بىارتباط نشان دهد، ولى كمتر كسى باور مىكند كه دولت موقت بدون اشغال سفارت آمريكا در روز سيزدهم آبان ٥٨، در روز چهاردهم آبان استعفا مىداد.
دولت موقت با توجه به چنين افكارى نمىتوانست غير از اين، عمل نمايد و توقّعى هم از آن نمىرفت كه با مسايل كشور برخوردى انقلابى داشته باشد. به هر حال مشكل بزرگ ليبرالها اين بود كه درك صحيحى از انقلابهاى سياسى و چهبسا از تاريخ انقلابهاى بزرگ دنيا اطلاع كافى نداشتند. به همين دليل دچار سوءتفاهم شده، از يكسرى مسايل كه به طور طبيعى در هر انقلابى رخ مىدهند، متعجب مىشدند.
مهندس بازرگان يك سال پس از پيروزى انقلاب گله مىكند كه در آغاز انقلاب وحدت داشتيم و مكتب نداشتيم، ولى حالا مكتب داريم ولى وحدت نداريم. يا در جاى ديگرى مىگويد: اصولًا مكتب با وحدت نمىتواند كنار بيايد. كما اينكه انحصارگرى ذاتاً ضدوحدت و عين خودخواهى و ديكتاتورى است. فقط يك نوع وحدت مىتواند با مكتب سازگار باشد؛ وحدتى كه شاه در تأسيس حزب رستاخيز اعلام كرد.[١]
اين اظهارات هم بهخاطر نوع برداشت ايشان از روند تحولات انقلاب اسلامى بود. ايشان علت پيروزى انقلاب را ائتلاف گروههاى مختلفى مىدانستند كه با اتحاد با هم در سرنگونى رژيم شاه اقدام كردند. در حالىكه اين مطلب به دلايل ذيل با واقعيت و حقايق تاريخى تطبيق نمىكند.
اولًا گروههاى مختلف چپ و راست كه ديدگاه اسلامى نداشتند، از پايگاه مردمى برخوردار نبودند و چارهاى جز پيوستن به تودههاى وسيع مردم كه به رهبرى امام خمينى حركت مىكردند، نداشتند. مقابله با حركت مردم براى هر كس، سرنوشتى مشابه بختيار به دنبال مىداشت. آن روز كه دكتر سنجابى و مهندس بازرگان براى تعديل نظريات و خواستههاى رهبر انقلاب به پاريس رفتند و موفق نشدند كوچكترين خللى در موضع قاطع امام ايجادكنند، چارهاى جز تبعيت و اطاعت از رهبرى نداشتند، اگر چنين نمىكردند خود را تباه كرده بودند.
علىرغم تلاش رسانههاى غربى براى جا انداختن مسئله ائتلاف جناحهاى مختلف، امام با
[١]. بنگريد به: نهضت زنان مسلمان، مواضع نهضت آزادى در برابر انقلاب اسلامى، ص ٩٠.