انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١٢٣
كريستوس خوانديس- محقق قبرسىالاصل كه در دوران انقلاب مدتى را در ايران گذراند- پس از بررسى وسيع از اسناد و مدارك موجود در آمريكا و اسناد مكشوفه و منتشر شده از داخل سفارت آمريكا در ايران چنين نتيجهگيرى مىكند:
حقوقبشر كارتر نه تشكيلدهنده اسب تراواى كارتر در دربار شاه بود و نه عامل اصلى در بروز انقلاب بهحساب مىآمد. انقلاب دير يا زود، با حقوقبشر كارتر و يا بدون آن صورت مىگيرد. اين در حقيقت ناشى از تضادهاى درونى جامعه ايران بود، تضادهايى كه با نقش وسيعى كه آمريكا در طول ٢٥ سال در ايران داشت، افزايش يافته بود و يك رژيم ظاهراً با ثبات و محكم را متلاشى و تحت امواج اصلىترين انقلاب مردمى آن را ساقط كرد.[١]
البته اين امر را نبايد ناديده گرفت كه از آذرماه ٥٦ با الهام از مسئله حمايت كارتر از حقوقبشر جنب و جوشى در ميان ليبرالها و غربزدههاى ايران بهوجود آمد و جمعيتها و كانونها و كميتههايى تشكيل شد. نامههاى سرگشاده و مقالات تندى نوشته شد. همه به اين اميد بودند كه با استفاده از فضاى باز سياسى و با كمك آمريكا جناح ليبرال بتواند به قدرت رسيده و ضمن حفظ روابط با آمريكا و در پرتو مساعدت آن، تحولى رفرميستى بهوجود آورد.
از معروفترين اين گروهها مىتوان از جمعيت طرفداران آزادى و حقوقبشر نام برد كه هيئت اجرايى انتخابى آن را مهندس بازرگان، حسن نزيه، عبدالكريم لاهيجى، علىاصغر حاجسيدجوادى و مهندس مقدممراغهاى تشكيل مىدادند. اينان را كه در فضاى باز سياسى فرصت مقالهنويسى و سخنرانى يافته بودند و رسانههاى گروهى داخلى و خارجى بهعنوان گروه صاحب نفوذ در بين مردم و مخالف جدّى! رژيم معرفى مىكردند. علىاصغر حاجسيدجوادى تندروترين! آنها بود. جمعى هم با عنوان كانون نويسندگان در باغ باشگاه ايران و آلمان و به دعوت انستيتو گوته شبهاى شعر در سايه يك كشور خارجى تشكيل مىدادند.
به قول خوانديس حقوقبشر كارتر تنها براى بخشى از مخالفان شاه، يعنى ليبرالها اهميت خاص داشت. در حقيقت اعمال حقوقبشر فرصتهايى براى ليبرالهاى مخالف در كشورى بهوجود آورد كه قبلًا وارد يك مرحله انقلابى شده بود و در اين مسير تنها به
[١].Ibid ,P .٦٣ .