انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١١٨
نظراتى كه تاكنون در اين زمينه ارائه شده است كه چرا و چگونه كشورى كه كارتر آن را در دىماه ١٣٥٦ جزيره ثبات و آرامش دانست و فرمانرواى آن را قدرتمندترين و لايقترين رهبر كشورهاى خاورميانه خطاب كرد[١] در طول يك سال آنچنان متلاطم و متحول شد كه پيروزى انقلاب اسلامى را كه براى بسيارى از مردم چه در داخل و چه در خارج از كشور غيرقابل پيشبينى بود، بهدنبال آورد.
هر پديده و تحول سياسى- اجتماعى بهطور طبيعى داراى زمينههاى تاريخى نسبتاً مفصلى مىباشد كه بدون برخوردارى از چنان زمينه تاريخى، احتمال وقوع آن منتفى است. ولى در اينجا بحث بر سر اين نيست كه زمينه تاريخى انقلاب اسلامى به چه زمانى بازمىگردد و براى شناخت دقيق سنگبناى انقلاب اسلامى بايد به چه زمانى بازگشت، بلكه توجه معطوف به عوامل فورى بروز انقلاب مىباشد كه بهصورتى اجتنابناپذير، موجب پيروزى انقلاب در تاريخى معين (يعنى ٢٢ بهمن ١٣٥٧) گرديد.
از مجموعه نظراتى كه تاكنون ارائه شده و با توجه به اسناد و اطلاعاتى كه در دسترس مىباشد و براساس ديدگاهها و تحليلهاى متفاوت، چهار عامل عمده استنباط مىشود:
الف) اجراى حقوقبشر كارتر؛
ب) ابتلاى شاه به بيمارى سرطان؛
ج) تلاش شاه در مدرنيزه كردن سريع كشور؛
د) انتشار مقاله توهينآميز در روزنامه اطلاعات درباره رهبر انقلاب و جريحهدارساختن احساسات مذهبى مردم.
الف) اجراى حقوق بشر كارتر
براساس ديدگاه اول، طرح سياست حمايت كارتر، رئيسجمهور آمريكا، از حقوقبشر و فشارى
[١]. كارتر در شب اول ژانويه ١٩٧٨( يك سال قبل از سقوط شاه) در تهران در ضيافتى كه به افتخار وى ترتيب داده شده بود، جملات زير را در تمجيد از شاه بر زبان آورد:« ايران يك جزيره ثبات در پرتلاطمترين منطقه دنياست. اين يك افتخار بزرگ براى شما اعلىحضرت و مديون رهبرى شما و احترام و عشق و علاقهاى است كه مردم شما به شما دارند.»