انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١١٣
امامزمان (ع) بيايد. شما نماز را هيچ وقت مىگذاريد تا وقتى امامزمان (ع) آمد، بخوانيد. حفظ اسلام كه واجبتر از نماز است. منطق حاكم خمين را نداشته باشيد كه مىگفت: بايد معاصى را رواج داد تا امامزمان (ع) بيايد. اگر معصيت رواج پيدا نكند حضرت ظهور نمىكند.[١]
حاكم، براى اداره جامعه اسلامى بايد حائز دو شرط اساسى باشد:
يكى اينكه آگاهى جامع و كامل به احكام خدا داشته باشد و ديگر اينكه در اجراى احكام مزبور راه عدالت را در پيش گيرد. بهعبارت ديگر فقيه عادل بهعنوان جانشين رسولخدا (ص) و ائمهاطهار (عليهم السلام)، وظيفه رهبرى جامعه اسلامى و اجراى احكام اسلام را دارد و اطاعت از وى به عنوان ولىامر همچون اطاعت از رسولخدا (ص) واجب است. در مورد حاكم و ولىامر در نظام اسلامى آراى مردم تنها نقش فعليت و به مرحله اجرا درآوردن اصل ولايتفقيه را دارد. بدين معنا كه ولايت امر مقامى است كه از طرف خداوند به او داده شده است و ثبوت آن مشروط به آراى عمومى نيست، اگرچه مردم او را به رهبرى و زعامت نپذيرند؛ ولى عينيّت و فعليت بخشيدن به ولايت در گرو آرا و پذيرش عمومى مردم است.
از طرف ديگر، ممكن است بيش از يك نفر شرايط و اوصاف ولايت را دارا باشند؛ يعنى چند فقيه عادل و بصير و آگاه در جامعه داشته باشيم كه خواهناخواه بايد يكى از آنان عهدهدار زعامت و رهبرى شود. بديهى است يكى از راههاى عملى براى تحقق ولايت و رهبرى يك فرد از بين چند نفر، رأى اكثريت است كه قهراً پس از انتخاب و قيام آن فرد به مسئوليتهاى ناشى از امامت و ولايت، وظيفه رهبرى از عهده ديگران ساقط مىگردد.[٢]
با طرح اين اصل، رهبر انقلاب سه مسئله مهم را بهعنوان استراتژى انقلاب تعيين و ارائهنمودند:
١. واژگونى حكومت طاغوت (شاهنشاهى)؛
٢. تلاش براى تشكيل حكومت اسلامى؛
٣. تضمين چنين حكومتى با اعمال اصل ولايتفقيه.
[١]. سيد روحالله موسوى خمينى( امام)، ولايت فقيه، ص ٧٥.
[٢]. همان.