انقلاب اسلامی زمینه ها و پیامدها - محمدی، منوچهر - الصفحة ١١٠
٥. انسان موجودى ابدى و جاودانى است و با مرگ فانى و نابود نمىشود و عوالم ديگرى در پيش دارد كه در آن عوالم، آثار و نتايج اعمال زندگى اين جهانى خود را خواهد يافت.
٦. انسان موجودى است آزاد و مسئول كه با اختيار، حركت تكاملى خود را به پايان مىرساند و چون آزاد است گاهى حركت بهسوى اللّه و گاهى بهسوى شيطان را انتخابمىكند.
٧. زندگى در اين جهان مرحلهاى است كه انسان در آن تحصيل كمال مىكند و با عمل خود زندگى ابدى و حيات جاودانى را تأمين مىنمايد.[١]
از اشكالات عمده كه در به كارگيرى اين ايدئولوژى بهعنوان ايدئولوژى انقلاب وجود داشت مسائل زير را مىتوان برشمرد:
١. ساليان دراز، در اثر تبليغ استعمار غرب و به تبع آنچه در جهان مسيحيت رخداده بود، در جهان اسلام نيز تلقين مىشد كه مذهب از توانايى كافى براى حل معضلات پيچيده سياسى- اجتماعى روز برخوردار نيست. اين تبليغ در ميان طبقات مختلف حتى در بعضى از روحانيان و علماى مذهبى نيز تأثير گذارده بود.
٢. تحقق جامعه كمال مطلوبى كه اسلام مطرح مىكرد متعلق به چهارده قرن قبل بود و براى بسيارى تصور نمىرفت امكان پيادهكردن احكام آن در جوامع صنعتى و پيشرفته امروز و بهاصطلاح در عصر اتم وجود داشته باشد و اسلام پاسخگوى مسائل پيچيده زمان حاضر باشد.
٣. با تكيه بر بعضى از اصول اسلامى از جمله اصل تقيّه و انتظار فرج در ميان شيعيان و اصل اطاعت از ولىامر در ميان اهلسنت، اين تصور كه اسلام مىتواند بهعنوان ايدئولوژى انقلاب و در جهت دگرگونى ارزشهاى حاكم مورد استفاده قرار گيرد، براى بسيارى از مردم حتى براى بعضى از مسلمانان معتقد هم وجود نداشت.
با توجه به موانع فوق، علىرغم مجاهدتها و تلاشهاى مردانى چون سيدجمالالدين اسدآبادى، آيتالله نائينى، آيتالله نورى، آيتالله مدرس، آيتالله كاشانى و فداييان اسلام به رهبرى نواب صفوى كه در تحقق بسيارى از اهداف ملى نقش اساسى داشتند، جاىگيرى
[١]. سيد حسن طاهرى خرمآبادى، ولايت فقيه و حاكميت ملت، ص ١٨ و ١٩.