اختران فقاهت بررسى زندگى علمى و سياسى گروهى از علماى سده اخير - انصارى قمى، ناصر الدين - الصفحة ٦١
ذى حجه ١٢١١ ه. ق به دست غلامان خود كشته شده. و ميرزا مهدى از همان منزل به سوى خانه بازگشت، و ملازمان شاه هم به تهران مراجعت نمودند».[١]
و از كرامات ديگر آن فقيه شهيد، آنكه:
«قاتل آن بزرگوار، نادر ميرزا افشار، پس از به قتل رسانيدنش، روى به جانب فرار نهاد و شب را تا به صبح راه بريد. بامداد خود را پشت دروازه مشهد ديد. بعضى گويند: آثار قدمش را تا رادكان بردند و در آنجا گرفتند.
عاقبة الامر در دار الخلافه تهران به كيفر خون مظلوم، قصاص گرديد».[٢]
شهادت
چگونگى شهادت آن فقيه والامقام در اكثر كتابهاى تاريخ و شرححال مذكور است. به نوشته فاضل بسطامى، شرح آن چنين است:
«بزرگان خراسان گويند: هنگامى كه محمّد حسين خان سردار، از سوى فتحعلى شاه قاجار در سال ١٢١٨ ه. ق مأمور فتح خراسان و سركوبى مخالفين دولت شد، كار نادر ميرزا، از نوادگان نادر شاه افشارى، به تحصن كشيد، و زمان محاصره به طول انجاميد و كار مردم به سختى و دشوارى رسيد. مرحوم شهيد، رؤسا و اعيان شهر را در نهان ديد و با ايشان پيمان بست كه در وقت معينى، هنگام يورش سردار قاجار، شهريان دست از جنگ برداشته و به صورت فرار رو به حرم مطهر و آستان مقدس آورند و خود سردار را هم از اين قرار آگهى دادند.
زمانى كه در آن زمان معين، اين آثار هويدا شد، نادر ميرزا از حقيقت حال مطلع گرديد و دانست اين امر به اشاره آن بزرگوار صورت گرفته است. لذا، به خيال انتقام از آن عالم بزرگوار رو به طرف بست نهاد.
[١]. مدرس رضوى، شجره طيبه، صص ٤٠٨- ٤٠٩.
[٢]. مدرس رضوى، شجره طيبه، ص ٤١٨، به نقل از بسطامى، فردوس التواريخ.